تبليغاتX
استقلال مکتب عشق و.........


استقلال مکتب عشق و.........

ورزشی سرگرمی سردردی (این وبلاگ با قوانین جمهوری اسلامی تنظیم و مسئولیتی درقبال پیوندهای خود ندار د
۱۰ گلزن برتر استقلال در تاریخ لیگ
رضا عنایتى مهاجم فعلى استقلال در صدر جدول بهترین گلزنان تاریخ این باشگاه قرار دارد.آرش برهانى مهاجم ملى پوش استقلال در نیم فصل اول با به ثمر رساندن ۸ گل بهترین گلزن آبى هاى پایتخت بود. برهانى طى ۳ فصل اخیر با گلزنى هاى پیاپى خود به یکى از برترین گلزنان تاریخ استقلال در لیگ تبدیل شده

رضا عنایتى مهاجم فعلى استقلال در صدر جدول بهترین گلزنان تاریخ این باشگاه قرار دارد.آرش برهانى مهاجم ملى پوش استقلال در نیم فصل اول با به ثمر رساندن ۸ گل بهترین گلزن آبى هاى پایتخت بود. برهانى طى ۳ فصل اخیر با گلزنى هاى پیاپى خود به یکى از برترین گلزنان تاریخ استقلال در لیگ تبدیل شده و تا شکستن رکورد صمد مرفاوى و غلامحسین مظلومى فاصله زیادى ندارد. سایت گل ۱۰ گلزن برتر استقلال در تاریخ لیگ را معرفى مى کند:
۱-رضا عنایتى(۵۵ گل)
کاپیتان دوم استقلال در این فصل از سال ۸۲ تا ۸۴ با زدن ۵۲ گل در ۸۲ بازى توانست رکورد بهترین گلزن استقلال در لیگ را به نام خود ثبت کند. عنایتى در فصل ۸۴ با هت تریک مقابل ملوان رکورد ۳۰ ساله مظلومى را شکست و برترین گلزن استقلال در لیگ شد. این بازیکن در این فصل نیز ۳ گل زده است و در مجموع ۹۸ بازى در لیگ براى استقلال ۵۵ گل زده است. میانگین گلزنى عنایتى در هر بازى حدود ۶‎/. گل است. عنایتى در صورت حضور مستمر در استقلال مى توانست رکورد خود را به ۱۰۰ گل نیز برساند.
۲-غلامحسین مظلومى(۴۰ گل)
سرپرست فعلى آبى هاى پایتخت از سال ۵۴ تا ۸۴ رکوردار گلزنى براى این تیم به شمار مى رفت. مظلومى طى ۸۲ بازى در لیگ موفق به زدن ۴۰ گل شد. مظلومى در فصل ۵۲ و ۵۳ ۲ بار موفق به کسب عنوان آقاى گلى شد. ۱۰ گل او در فصل ۵۳ تخت جمشید نقش مهمى در اولین و تنها قهرمانى استقلال در
لیگ تخت جمشید داشت.
۳- صمد مرفاوى (۳۸ گل)
سرمربى کنونى تیم استقلال از سال ۶۸ تا ۷۶ براى این تیم در لیگ به میدان رفت و طى ۸۸ بازى موفق به زدن ۳۸ گل شد البته مرفاوى مدتى را درکشاورز و مدتى نیز در کویت و سنگاپور بازى کرد. وى در اولین فصل حضور در استقلال در لیگ قدس سال ۶۸ براى این تیم ۱۳ گل زد و دومین گلزن برتر فصل پس از محمد احمدزاده شد. مرفاوى در همین فصل زننده گل قهرمانى استقلال در بازى فینال مقابل پرسپولیس بود.
۴- آرش برهانى (۳۷ گل)
آقاى گل فصل گذشته لیگ برتر در اولین سال حضورش در استقلال نا امید کننده ظاهر شد اما در فصل قبل ۲۱ گل زد و نقش مهمى در قهرمانى استقلال داشت. برهانى تاکنون طى ۷۶ بازى براى استقلال در لیگ برتر موفق به زدن ۳۷ گل شده است و تا پایان فصل به رتبه دوم گلزنان استقلال در تاریخ لیگ صعود خواهد کرد.
۵- سیاوش اکبرپور(۳۶ گل)
مهاجم نیمکت نشین استقلال در این فصل فقط موفق به زدن یک گل شده است که این گل را در بازى با ابومسلم به ثمر رساند. اکبرپور اولین گل خود براى استقلال را نیز در فصل ۸۳ به ابومسلم زد و تاکنون در ۱۱۵ بازى ۳۶ گل به ثمر رسانده است. این بازیکن در فصل ۸۴-۸۳ زوج موفقى را با عنایتى تشکیل داده بود که منجر به قهرمانى استقلال وآقاى گلى عنایتى شد.
۶- على سامره (۳۲ گل)
على سامره در فصل ۷۹ به استقلال پیوست و در اولین سال حضورش در این تیم با زدن ۱۳ گل دومین گلزن برتر لیگ شد. سامره در ۷۷ بازى موفق به زدن ۳۲ گل براى استقلال شد و در اواسط فصل ۸۳ بود که به دلیل نیمکت نشینى هاى مداوم و اختلاف سلیقه با امیر قلعه نویى راهى فوتبال امارات شد. این بازیکن در لیگ امارات نیز یکى از گلزنان برتر بود و در این فصل نیز پس از بازگشت به ایران اکنون در تیم مس کرمان بازى مى کند.
۷- فرهاد مجیدى(۳۱ گل)
کاپیتان و باسابقه ترین بازیکن حال حاضر استقلال در ۱۱۸ بازى که تاکنون براى استقلال در لیگ انجام داده ، ۳۱ گل نیز به ثمر رسانده است. فرهاد مجیدى زمانى اولین گل خود را به ثمر رساند که صمد مرفاوى در حال خداحافظى از این تیم بود. مجیدى بیشتر دوران فوتبال خود را در لیگ امارات سپرى کرد و یکى از بهترین گلزنان امارات در دهه اخیر بود. این بازیکن در دربى این فصل بالاخره موفق به گلزنى مقابل پرسپولیس نیز شد.
۸- هادى نراقى (۲۹ گل)
مهاجم ریز نقش آبى پوشان در دهه پنجاه طى ۱۰۶ بازى ۲۹ گل براى این تیم به ثمر رساند. نراقى که سابقه قهرمانى آسیا با تیم ملى جوانان را نیز دارد، اولین بار در فصل ۵۲ تخت جمشید مقابل بانک ملى گلزنى کرد. بهترین رکورد وى نیز ۹ گل در یک فصل بود که در فصل ۵۶ آن را ثبت کرد.
۹- على جبارى(۲۸ گل)
کاپیتان و ستاره استقلال در اواخر دهه چهل یکى از برترین گلزنان تاریخ باشگاه استقلال است. جبارى فقط در ۵ فصل لیگ استقلال را همراهى کرد و در ۸۰ بازى موفق به زدن ۲۸ گل شد. بهترین عملکرد او در یک فصل زدن ۱۰ گل بود که در سال ۱۳۵۰ رقم خورد. در فصل ۵۳ که استقلال با کاپیتانى این بازیکن قهرمان لیگ تخت جمشید شد، جبارى ۵ گل براى استقلال به ثمر رساند. کاپیتان اسبق استقلالى ها آخرین گل خود را مقابل ملوان در فصل ۵۴ به ثمر رساند و پس از آن راهى تیم راه آهن شد.
۱۰- ادموند اختر(۲۶ گل)
مهاجم ارمنى استقلال در دهه هفتاد، از سال ۷۳ تا ۷۶ طى چهار فصل ۷۵ بار براى این تیم به میدان رفت و موفق به زدن ۲۶ گل شد. اختر در اولین فصل حضورش در استقلال ۱۰ گل زد و البته گل او به پرسپولیس در بازى نیمه نهایى لیگ نیز جنجال به پا کرد! در دومین فصل ۱۱ گل زد و در فصل ۷۵ نیز فقط ۵ گل به ثمر رساند. ادموند اختر در آخرین فصل حضورش در استقلال موفق به گلزنى نشد.


۱۰:۱۲
+نوشته شده در 22 Nov 2009ساعتتوسط پیروز |
خاطره تلخ تغییر مربی در میان فصل
استقلال خاطره خوشی از تغییر سرمربی خود در میان فصل ندارد. وقتی به سوابق تغییر مربیان در میان فصل نگاه می‌کنیم ناکامی‌های این تیم پس از تغییرات توجه‌مان را به سوی خود جلب می‌کند.

استقلال خاطره خوشی از تغییر سرمربی خود در میان فصل ندارد. وقتی به سوابق تغییر مربیان در میان فصل نگاه می‌کنیم ناکامی‌های این تیم پس از تغییرات توجه‌مان را به سوی خود جلب می‌کند. این سابقه تنها به لیگ برتر مربوط نیست! استقلال حتی در ادوار قبل از آغاز لیگ برتر هم پس از تغییر سرمربی خود در میانه‌های راه با چالش روبرو شد. هواداران استقلال هیچ گاه ناکامی استقلال در جام باشگاه‌های آسیا و کسب مقام چهارمی را پس از خروج پورحیدری از کادر فنی و حضور حجازی از یاد نبرده‌اند. هر چند که حجازی پس از آن توانست جام های بسیاری همراه با استقلال به دست آورد اما اولین جرقه‌های ناکامی استقلال به واسطه تغییرات زودهنگام از همین جا زده شد. در زمان مربیگری رولند کخ آلمانی هم تیم مقطعی در دست جواد زرینچه افتاد اما استقلال از این تغییر هم به نتیجه‌ای نرسید. اوج ناکامی استقلال اما به زمانی مربوط می‌شود که فیروز کریمی به مثابه یک منجی در نیم فصل دوم لیگ هفتم به استقلال آمد! فیروز کریمی استقلال را ششم جدول تحویل گرفت و سیزدهم تحویل داد تا خاطره تلخ استقلال از این تغییرات تکرار شود. رجوعی به گذشته استقلال شایعه برکناری مرفاوی را از بین می‌برد. چرا که مدیران باشگاه استقلال نمی‌خواهند آن خاطرات تلخ دوباره تکرار شود. واعظ آشتیانی با اینکه در سرزمین وحی به سر می‌برد اما بر این موضع تاکید دارد. او صمد مرفاوی را تا پایان فصل حفظ خواهد کرد تا آن خاطرات تلخ دوباره تکرار نشود. شاید واعظ هم به این فکر می‌کند که اگر سرمربی استقلال تغییر کند دوباره آن سرنوشت تکرار می‌شود و استقلال نه تنها رتبه‌ای بیشتر از سومی به دست نخواهد آورد، بلکه در رتبه پایین‌تری هم قرار خواهد گرفت و چه بسا سهمیه آسیای خودرا از کف بدهد. آنچه مسلم است مسوولان باشگاه استقلال نمی‌خواهند این سرنوشت به کرات تکرار شود. به همین دلیل ثبات را تحت هر شرایطی بهتر از تغییرات پی در پی می‌دانند.
آیا مرفاوی می‌تواند از این نتایج بهره گرفته و استقلال را به اهداف خود برساند؟ باید منتظر ماند...

+نوشته شده در 11 Nov 2009ساعتتوسط پیروز |
خاطره تلخ تغییر مربی در میان فصل
استقلال خاطره خوشی از تغییر سرمربی خود در میان فصل ندارد. وقتی به سوابق تغییر مربیان در میان فصل نگاه می‌کنیم ناکامی‌های این تیم پس از تغییرات توجه‌مان را به سوی خود جلب می‌کند.

استقلال خاطره خوشی از تغییر سرمربی خود در میان فصل ندارد. وقتی به سوابق تغییر مربیان در میان فصل نگاه می‌کنیم ناکامی‌های این تیم پس از تغییرات توجه‌مان را به سوی خود جلب می‌کند. این سابقه تنها به لیگ برتر مربوط نیست! استقلال حتی در ادوار قبل از آغاز لیگ برتر هم پس از تغییر سرمربی خود در میانه‌های راه با چالش روبرو شد. هواداران استقلال هیچ گاه ناکامی استقلال در جام باشگاه‌های آسیا و کسب مقام چهارمی را پس از خروج پورحیدری از کادر فنی و حضور حجازی از یاد نبرده‌اند. هر چند که حجازی پس از آن توانست جام های بسیاری همراه با استقلال به دست آورد اما اولین جرقه‌های ناکامی استقلال به واسطه تغییرات زودهنگام از همین جا زده شد. در زمان مربیگری رولند کخ آلمانی هم تیم مقطعی در دست جواد زرینچه افتاد اما استقلال از این تغییر هم به نتیجه‌ای نرسید. اوج ناکامی استقلال اما به زمانی مربوط می‌شود که فیروز کریمی به مثابه یک منجی در نیم فصل دوم لیگ هفتم به استقلال آمد! فیروز کریمی استقلال را ششم جدول تحویل گرفت و سیزدهم تحویل داد تا خاطره تلخ استقلال از این تغییرات تکرار شود. رجوعی به گذشته استقلال شایعه برکناری مرفاوی را از بین می‌برد. چرا که مدیران باشگاه استقلال نمی‌خواهند آن خاطرات تلخ دوباره تکرار شود. واعظ آشتیانی با اینکه در سرزمین وحی به سر می‌برد اما بر این موضع تاکید دارد. او صمد مرفاوی را تا پایان فصل حفظ خواهد کرد تا آن خاطرات تلخ دوباره تکرار نشود. شاید واعظ هم به این فکر می‌کند که اگر سرمربی استقلال تغییر کند دوباره آن سرنوشت تکرار می‌شود و استقلال نه تنها رتبه‌ای بیشتر از سومی به دست نخواهد آورد، بلکه در رتبه پایین‌تری هم قرار خواهد گرفت و چه بسا سهمیه آسیای خودرا از کف بدهد. آنچه مسلم است مسوولان باشگاه استقلال نمی‌خواهند این سرنوشت به کرات تکرار شود. به همین دلیل ثبات را تحت هر شرایطی بهتر از تغییرات پی در پی می‌دانند.
آیا مرفاوی می‌تواند از این نتایج بهره گرفته و استقلال را به اهداف خود برساند؟ باید منتظر ماند...

+نوشته شده در 11 Nov 2009ساعتتوسط پیروز |
خاطره تلخ تغییر مربی در میان فصل
استقلال خاطره خوشی از تغییر سرمربی خود در میان فصل ندارد. وقتی به سوابق تغییر مربیان در میان فصل نگاه می‌کنیم ناکامی‌های این تیم پس از تغییرات توجه‌مان را به سوی خود جلب می‌کند.

استقلال خاطره خوشی از تغییر سرمربی خود در میان فصل ندارد. وقتی به سوابق تغییر مربیان در میان فصل نگاه می‌کنیم ناکامی‌های این تیم پس از تغییرات توجه‌مان را به سوی خود جلب می‌کند. این سابقه تنها به لیگ برتر مربوط نیست! استقلال حتی در ادوار قبل از آغاز لیگ برتر هم پس از تغییر سرمربی خود در میانه‌های راه با چالش روبرو شد. هواداران استقلال هیچ گاه ناکامی استقلال در جام باشگاه‌های آسیا و کسب مقام چهارمی را پس از خروج پورحیدری از کادر فنی و حضور حجازی از یاد نبرده‌اند. هر چند که حجازی پس از آن توانست جام های بسیاری همراه با استقلال به دست آورد اما اولین جرقه‌های ناکامی استقلال به واسطه تغییرات زودهنگام از همین جا زده شد. در زمان مربیگری رولند کخ آلمانی هم تیم مقطعی در دست جواد زرینچه افتاد اما استقلال از این تغییر هم به نتیجه‌ای نرسید. اوج ناکامی استقلال اما به زمانی مربوط می‌شود که فیروز کریمی به مثابه یک منجی در نیم فصل دوم لیگ هفتم به استقلال آمد! فیروز کریمی استقلال را ششم جدول تحویل گرفت و سیزدهم تحویل داد تا خاطره تلخ استقلال از این تغییرات تکرار شود. رجوعی به گذشته استقلال شایعه برکناری مرفاوی را از بین می‌برد. چرا که مدیران باشگاه استقلال نمی‌خواهند آن خاطرات تلخ دوباره تکرار شود. واعظ آشتیانی با اینکه در سرزمین وحی به سر می‌برد اما بر این موضع تاکید دارد. او صمد مرفاوی را تا پایان فصل حفظ خواهد کرد تا آن خاطرات تلخ دوباره تکرار نشود. شاید واعظ هم به این فکر می‌کند که اگر سرمربی استقلال تغییر کند دوباره آن سرنوشت تکرار می‌شود و استقلال نه تنها رتبه‌ای بیشتر از سومی به دست نخواهد آورد، بلکه در رتبه پایین‌تری هم قرار خواهد گرفت و چه بسا سهمیه آسیای خودرا از کف بدهد. آنچه مسلم است مسوولان باشگاه استقلال نمی‌خواهند این سرنوشت به کرات تکرار شود. به همین دلیل ثبات را تحت هر شرایطی بهتر از تغییرات پی در پی می‌دانند.
آیا مرفاوی می‌تواند از این نتایج بهره گرفته و استقلال را به اهداف خود برساند؟ باید منتظر ماند...

+نوشته شده در 11 Nov 2009ساعتتوسط پیروز |
خاطره تلخ تغییر مربی در میان فصل
استقلال خاطره خوشی از تغییر سرمربی خود در میان فصل ندارد. وقتی به سوابق تغییر مربیان در میان فصل نگاه می‌کنیم ناکامی‌های این تیم پس از تغییرات توجه‌مان را به سوی خود جلب می‌کند.

استقلال خاطره خوشی از تغییر سرمربی خود در میان فصل ندارد. وقتی به سوابق تغییر مربیان در میان فصل نگاه می‌کنیم ناکامی‌های این تیم پس از تغییرات توجه‌مان را به سوی خود جلب می‌کند. این سابقه تنها به لیگ برتر مربوط نیست! استقلال حتی در ادوار قبل از آغاز لیگ برتر هم پس از تغییر سرمربی خود در میانه‌های راه با چالش روبرو شد. هواداران استقلال هیچ گاه ناکامی استقلال در جام باشگاه‌های آسیا و کسب مقام چهارمی را پس از خروج پورحیدری از کادر فنی و حضور حجازی از یاد نبرده‌اند. هر چند که حجازی پس از آن توانست جام های بسیاری همراه با استقلال به دست آورد اما اولین جرقه‌های ناکامی استقلال به واسطه تغییرات زودهنگام از همین جا زده شد. در زمان مربیگری رولند کخ آلمانی هم تیم مقطعی در دست جواد زرینچه افتاد اما استقلال از این تغییر هم به نتیجه‌ای نرسید. اوج ناکامی استقلال اما به زمانی مربوط می‌شود که فیروز کریمی به مثابه یک منجی در نیم فصل دوم لیگ هفتم به استقلال آمد! فیروز کریمی استقلال را ششم جدول تحویل گرفت و سیزدهم تحویل داد تا خاطره تلخ استقلال از این تغییرات تکرار شود. رجوعی به گذشته استقلال شایعه برکناری مرفاوی را از بین می‌برد. چرا که مدیران باشگاه استقلال نمی‌خواهند آن خاطرات تلخ دوباره تکرار شود. واعظ آشتیانی با اینکه در سرزمین وحی به سر می‌برد اما بر این موضع تاکید دارد. او صمد مرفاوی را تا پایان فصل حفظ خواهد کرد تا آن خاطرات تلخ دوباره تکرار نشود. شاید واعظ هم به این فکر می‌کند که اگر سرمربی استقلال تغییر کند دوباره آن سرنوشت تکرار می‌شود و استقلال نه تنها رتبه‌ای بیشتر از سومی به دست نخواهد آورد، بلکه در رتبه پایین‌تری هم قرار خواهد گرفت و چه بسا سهمیه آسیای خودرا از کف بدهد. آنچه مسلم است مسوولان باشگاه استقلال نمی‌خواهند این سرنوشت به کرات تکرار شود. به همین دلیل ثبات را تحت هر شرایطی بهتر از تغییرات پی در پی می‌دانند.
آیا مرفاوی می‌تواند از این نتایج بهره گرفته و استقلال را به اهداف خود برساند؟ باید منتظر ماند...

+نوشته شده در 11 Nov 2009ساعتتوسط پیروز |
جالبه نه؟

پایگاه اطلاع رسانی ، خبری و تحلیلی استقلال تهران -- نظر به اینکه واعظی آشتیانى و قلعه نویی یک سال خورشیدى به یکدیگر متلک می‌پراندند ولى این اواخر به خوبى و خوشى داداش شدند و واعظى  به ژنرال  لقب  « پهلوان »  اعطا کرد، متن دیالوگ تلفنى عشقولانه این دو را به اطلاع  عموم می‌رساند:
واعظى :پهلوان! صدرنشینى سپاهان را تبریک عرض می‌کنم.
امیرخان : خواهش می‌کنم استاد!ا لبته بازى دو نیمه متفاوت داشت ما در نیمه دوم تغییر تاکتیک دادیم و نتیجه لازم را گرفتیم. راستى چه خبر از استقلال؟ ما تو باشگاه شما چندمیم؟!
واعظى: حالا آنجا شاید یک کج سلیقگى کوچکى رخ داده باشد. شما به بزرگى خودت ببخش جهان پهلوان!
امیرخان: سرى قبل که کج سلیقگى، کج سلیقگى خوبى نبود.
واعظى: امیرجون، ولش کن، فیلم آبى استقلالى را دیدی؟
امیرخان: سناریو اصلاً سناریوى خوبى نبود. ببین بزرگوار ما خودمان یک عمر فیلم درست می‌کردیم حالا شما براى ما فیلم درست می‌کنى؟
واعظى: جهان پهلوان، دیگه از این حرفها نزن. دوباره کج سلیقگى می‌کنند ها!
امیرخان: سؤال، سؤال قشنگی نبود ولى جا داره من بابت اینکه اظهارات شما دو نیمه متفاوت داشت، تشکر کنم.
واعظى: خود تو ناراحت نکن،که ناراحت میشى من هم ناراحت می‌شم و یک وقت اشتباهى بیانیه می‌دم!
امیرخان: واعظى جون، توى سفر مواظب خودت باش. اصلاً تو برو سفر سلامت...
+نوشته شده در 11 Nov 2009ساعتتوسط پیروز |
بي شرفي تا كجا؟ پوفيوزي يعني چه؟

 

پرسپوليسي ها اونقدر به استقلاليا به خاطر قلعه نويي

حسادت مي كنند اما ما با قلعه نويي چه كرديم

قلعه‌نويي: مديريت باشگاه استقلال اخلاق و معرفت ندارد

خبرگزاري فارس: سرمربي سپاهان در واكنش به بيانيه‌هاي باشگاه استقلال گفت: مديريت اين باشگاه اخلاق و معرفت ندارد.

 

اخبار  
1388/7/26
مردم بهترين قاضي هستند
استقلال همچنان در مسیر سلامت و صداقت حرکت می کند

استقلال نیاز به تغییرات اساسی و بنیادی داشت که این امر تشخیص داده شد و ایجاد دگرگونی در مجموعه استقلال با سیاست هاي خاص دنبال شد.

استقلال امروز مجموعه ای است با شخصیت، یکدل و همرنگ که پایگاهی مردمی و ریشه در دل اقشار مختلف مردم دارد. استقلال ملک شخصی فرد يا گروهي نیست و متعلق به آحاد علاقمندان، پیشکسوتان، قهرمانان و همه آنهایی است که صادقانه در جهت رشد و تعالی ورزش و فرهنگ این کشور به خصوص استقلال گام برمی دارند.

رشد و توسعه ی این مجموعه فرهنگی، ورزشی از دیرباز دغدغه فکری فرهیختگان جامعه و به ویژه دست اندرکاران ورزش کشور بوده و در این مسیر افراد خودمحور همواره نقش بازدارنده ای ایفا مي کرده اند.

طبیعی است اجرای سیاست بالندگی استقلال با مقاومت فرد یا گروهی که منافع خود را از دست داده می بینند مواجه شود و با مخالفت و کنایه های مروجین لمپنیسم مواجه گردد و غیرقابل انکار است افرادی که بعد از خانه تکانی استقلال راهی به این خانه ندارند واکنش های غیرعادی و همراه باحسادت و عصبایت از خود بروز دهند.

زمانی که اراده مجموعه استقلال بر تحول و ایجاد فضای سالم و صادقانه و احترام متقابل استوار شد، پیش بینی می شد عده ای توخالی با ظاهر عوام فریبانه و اندیشمند نما و حرف های بی پایه و اساس سعی در طرح خود داشته باشند و خود را سوژه روز وانمود کنند و با لفاظی جبران کوتاهی دست از نخیل بلند کنند.

صحبتهاي روزهاي اخير برخي افراد نشانگر ناگفته هايي بود كه بخش هايي از آن ناخودآگاه از زبان آنان بيان شد و ابهامات مختلفي را در اذهان متبادر ساخت. نيازي به پاسخگويي به همه سوالات در يك مقطع زماني خاص نيست و همه ما زماني پاسخگوي كارهايمان خواهيم بود.

بیاد داشته باشیم که مردم بهترین قاضی هستند؛ جماعتی که گرما و سرمای ورزشگاه را به جان می خرند، محترم اند اما این جمع همه ی قاضیان عملکرد ما نیستند. آن که بر رفتار و گفتار و عملکرد ما قضاوت می کند شاید قالی باف و کوزه گری ست که در پستوی کارگاهی سرد و نمور مشغول به کار باشد و شاید خرده فروشی در پس پیچ و خم های بی انتهای کوچه های شهر و زارعی آفتاب سوخته در روستا و یا پزشکی که پس از یک جراحی سرنوشت ساز نمایش استقلال را از دریچه تلویزیون به تماشا نشسته باشد و ...

قاضیان رفتار و عملکرد ما از همه اقشار و اصناف و در همه اکناف و اطرافند. اینها شاید بر «پازل تاکتیکی» و «روزهای فیفا دی» اشراف نداشته باشند اما به خوبی تفاوت و تضاد را در رفتار و گفتار درک می کنند و ما را به قضاوت می نشینند. همان هایی که در لابه لای صدها ایمیل روزانه باشگاه می نویسند «از وجود گرگ هایی که در کمین استقلال نشسته اند ناراحتیم...»

حرف های عاری از واقعیت و متضاد برخی آقایان حاصل توهم زدگی ست اما این گزافه گویی ها ذره ای تردید به دل استقلال که در مسیر سلامت و صداقت حرکت می کند راه نخواهد داد و مجموعه استقلال به پشتوانه حمایت معنوی میلیونها هوادار فهیم خود – آنها که به خوبی صواب را از ناصواب تشخیص می دهد- به سمت اهداف بلندش گام برمی دارد

 


حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای


گفت : یاباد است یا خواب است یا افسانه یی!


گفتمش :احوال عمرم را بگو تا عمر چیست ؟


گفت : یابرق است و یا شمع است و یا پروانه یی !


گفتمش : اینها که می بینی ، چرا دل بسته اند ؟


گفت :یا کورند ،یا مست اند یا دیوانه یی !

 

+نوشته شده در 19 Oct 2009ساعتتوسط پیروز |
آن سيبيل داران كجايند؟

 

چرا هيچكي حرمت سيبيلشو حفظ نكرد؟

 

 

 

+نوشته شده در 18 Oct 2009ساعتتوسط پیروز |
هروييني
براي كاپيتان هروييني  پرسپوليس مجتبي هروييني (محرمي)آرزوي سلامتي ميكنيم

اسطوره لنگي به جنگ با مرگ خاموش

محرمی و پیروانی

پوشیدن پیراهن شماره هشت پرسپولیس، همان پیراهنی كه روزی بر تن بزرگانی چون حسین كلانی و ناصر محمد‌خانی بود، جرات خاصی می‌خواست. آن روزها حكایت پیراهن و شماره آن مثل امروز نبود. آن هم پیراهن تیمی مثل پرسپولیس، تیمی كه هر هفته ده‌ها هزار تماشاگر مشتاق را به آزادی می‌كشاند. آن هم تماشاگرانی كه هر شكست تیم برایشان به معنای یك هفته غم، گریه و اندوه دل بود!

آن تماشاگران غیرتی، بازیكنانی سوپر‌استار هم می‌طلبیدند، مردانی كه سر جلوی توپ می‌گذاشتند و مجتبی هم یكی از آنان بود. جوانكی كه روزی برای پوشیدن شماره هشت جرات و جسارتی عجیب به خرج داده بود، با این پیراهن چنان درخشید كه بعد از آن سلطان قرمزها وقتی كه می‌خواست غیرت بازیكنی را مثال بزند، پای محرمی را وسط می‌كشید!

مجتبی از همان روزها شر و شوری دیگرگونه داشت. شر و شورهایی كه او را در نزد تماشاگران محبوب‌تر می‌كرد، اما با‌تجربه‌ترها، همان‌هایی كه در خشت خام همان چیزی را می‌بینند كه جوان‌ترها در آینه، از همان روزها مجتبی را از خلاف منع می‌كردند اما به قول تركمن‌ها، «جوان بدون اشتباه نمی‌شود، آتش بدون دود!» همین اتفاق‌های گهگاهی بود كه باعث شد سال‌ها بعد وقتی در شهر «چو» افتاد كه مجتبی نازنین هم گرفتار دیو افیون شده، كمتر كسی تعجب كند!

محرمی ، کریمی

اما قهرمان‌ها، داستانی متفاوت با سایر مردم در سرنوشت خود می‌بینند. قهرمان‌ها می‌جنگند، ضربه می‌زنند، گاهی می‌برند و گاهی هم شكست می‌خورند. گاهی اوج می‌گیرند و گاهی هم بر زمین می‌خورند، درست مثل همه ما! با این تفاوت كه هیچ قهرمانی، بعداز زمین خوردن، روی زمین باقی نمی‌ماند! هرچقدر هم كه حریف قدر باشد، پشت قهرمان خم می‌شود، اما كمرش نمی‌شكند و تا انتهای مبارزه، مردانه ادامه می‌دهد...!

به نقل از گل، حكایت مجتبی محرمی هم مثل همه قهرمان‌های واقعی دیگر دنیا بود. آن زمان كه رفقای ناباب، از لوطی‌گری «مجی» استفاده كرده و پای او را به كنار بساط بازكردند، نمی‌دانستند كه مجی با اكثریت اسیری كه تا ابد در بند دیو می‌مانند، تفاوت دارد!

مجی به جنگ دیو رفت. برخلاف همه آنهایی كه بعد از اولین باری كه دیو زمین‌شان زد، زمین خوردن را و بر زمین ماندن را «انتخاب» كردند و تصمیم گرفتند تا پایان عمر، ‌مرده‌ای باشند با چشمان باز! مجتبی هم زمین خورد. بارها زمین خورد اما به زمین خوردن عادت نكرد و حالا...

این روز ها اتاق شماره 505 بیمارستان پارسیان محل اجتماع فوتبالی هاست تا به اسطوره فوتبال کشورمان کمک کنند تا بار دیگر به زندگی سر سبزش بازگردد. علی پروین ، علی کریمی ، ناصر حجازی ، حشمت مهاجرانی ، حمید استیلی ، افشین پیروانی و ....... این روزها تلاش زیادی برای بازگشت یاغی فراموش شده فوتبال انجام می دهند.

مجتبی محرمی

حالا مجی در نبردی دیگر است با اهریمنی كه پشت جوانان زیادی از این مرز و بوم را به خاك كشانده! اما حكایت مجتبی متفاوت است. حالا چشم همه ما درست مثل همان روزهایی كه چشم همه فوتبالدوستان ایرانی به ساق‌های مردانه‌اش دوخته می‌شد، به سرنوشت او در این نبرد دوخته شده. با این تفاوت كه ایمان داریم مجی این‌بار پیروز می‌شود! او اسطوره كودكی‌های ماست او می‌تواند... باید بتواند! می‌فهمی؟ باید بتواند... اگر او نتواند، پس چه كسی می‌تواند؟! باید بتواند!

 

+نوشته شده در 13 Oct 2009ساعتتوسط پیروز |
در باب لنگي ها
به شماره ۱۰ هاي تاريخ لنگي ها نگاه كنيد

فتح آبادي شاهرخ بياني نيكبخت بائو و....وعابدزاده ايي كه ۱۰تا شماره ۱۰ مي ارزيد همه آبي بودند و بعد لنگي شدند و بهترين بازيكن لنگي ها

اما اس اس بايد عليزاده حرومزاده ومحمدي پوفيوز رو بگيره

 آقا جون بازيكن لنگي نمي خوايم مگه زوره

سرور

 

 

 

 

 

 

 

در زير مصاحبه ايي از اين لنگي آشغال كه به جاي عليزاده اومده رو ميخونيم

مرد عملم نه شعار
وظیفه‌ام را برای پرسپولیس انجام داده‌ام
دست شموشكی‌ها را می‌بوسم


دروازه‌بان تیم پرسپولیس تهران گفت: تیم ما مشكلاتی دارد كه امیدوارم هر چه سریع‌تر برطرف شود.

محمد محمدی اظهار كرد: پرسپولیس در حال حاضر مشكلات مختلفی دارد، از مسایل مالی گرفته تا معضلات دیگری كه هر كدام سد راه رشد این تیم است، البته به دلیل در پیش بودن دیدار حساس برابر استقلال لازم نمی‌دانم در مورد آن صحبت كنم اما این مشكلات باید برطرف شود تا پرسپولیس بتواند به همان تیم قدرتمند مورد علاقه‌ی هواداران تبدیل شود.

وی در مورد حضور نیافتنش در دیدار برابر صباباتری نیز گفت: من آماده بودم اما در هر صورت تركیب تیم به نظر كادر فنی بستگی دارد و به این نظر احترام می‌گذارم، با این مسایل مشكلی ندارم و تنها آرزویم بهبود شرایط پرسپولیس است.

محمدی با اشاره به دیدار برابر صبا تصریح كرد: نباید به این سادگی در بازی‌های خانگی امتیاز از دست بدهیم و در صورتی كه نتوانیم در تهران حداكثر امتیازات را به دست آوریم در پایان فصل شرایط دشوار می‌شود، البته اكنون روند تیم بسیار بهتر شده است اما تیم ما تا تبدیل شدن به پرسپولیس واقعی كار زیادی دارد.

دروازه‌بان پرسپولیس در مورد داربی تهران در هفته‌ی دهم نیز تاكید كرد: این بازی بسیار حساس است و تمامی اعضای تیم باید به منظور موفقیت دست به دست یكدیگر بدهند، داربی همواره شرایط خاصی دارد و نمی‌توان با توجه به جایگاه یا قدرت یكی از این دو تیم، برنده را پیش بینی كرد، جاذبه‌ی داربی تهران نیز در همین موضوع است، در نهایت ما مطمئنيم در برابر ۶تايي ها  پیروز خواهيم بود.

محمدی در مورد شرایط لیگ پنجم نیز به ایسنا گفت: بزرگ‌ترین مزیت لیگ امسال تبعیض قائل نشدن میان تیم‌هاست و كلیه‌ی مسابقات نیز در مورد مقرر برگزار می‌شود، اما بحثی كه در این فصل تا اندازه‌ای مشكل‌ساز شده اشتباهات داوری است، البته من قصد جسارت به داوران را ندارم اما كمیته‌ی داوران نیز تا اندازه‌ای به این موضوع اشاره داشته است.

.

به حضور در پرسپولیس افتخار می‌كنم و به موفقیت این تیم اهمیت می‌دهم.

وی افزود: فرشيد كریمی دوست صمیمی من است و در هر بازی كه به زمین می‌رود برای موفقیتش دعا می‌كنم، در هر صورت هواداران می‌دانند كه چه بازیكنانی برای تیم زحمت می‌كشند، من سعی می‌كنم مرد عمل باشم و اكنون نیز حتی اگر بر روی سكو باشم وجدانم راحت است كه وظیفه‌ام را برای پرسپولیس انجام داده‌ام.

+نوشته شده در 13 Oct 2009ساعتتوسط پیروز |
صمد مربي مي شود

وقتی امیر و پرویز باختند!

 

صمد مربي مي شود

 

 

صمد مرفاوی! این نامی بود که ابتدای فصل وقتی به عنوان سرمربی معرفی شد، لرزه بر اندام هر کسی می‌انداخت. صمد مرفاوی! آیا او گزینه مناسبی برای هدایت استقلال به حساب می‌آمد؟ تردیدها به نقطه اوج رسیده بود اما واعظ آشتیانی اصرار بی حد و حصری داشت. او صمد را گزینه مناسبی می‌دید و معتقد بود او می‌تواند پس از امیر قلعه‌نویی سکان هدایت استقلال را به دست بگیرد.

مقدمه: صمد مرفاوی! این نامی بود که ابتدای فصل وقتی به عنوان سرمربی معرفی شد، لرزه بر اندام هر کسی می‌انداخت. صمد مرفاوی! آیا او گزینه مناسبی برای هدایت استقلال به حساب می‌آمد؟ تردیدها به نقطه اوج رسیده بود اما واعظ آشتیانی اصرار بی حد و حصری داشت. او صمد را گزینه مناسبی می‌دید و معتقد بود او می‌تواند پس از امیر قلعه‌نویی سکان هدایت استقلال را به دست بگیرد.
***
اینجا ورزشگاه شهید باهنر کرمان است؛ جایی که استقلال پس از 18 ماه، شکستی تلخ را به حریف خود تحمیل می‌کند! صمد پس از دربی به واسطه ارائه کردن یک بازی محتاطانه و قرار گرفتن در محیطی پر ترس با انتقادهایی روبرو شد. او حتی تا قامت یک مربی مضطرب قد علم کرد. صمد اسیر دربی شده بود و رفتاری که از او سر می‌زد تا حدودی نتایج پیش از دربی را هم زیر سوال می‌برد. این اتفاقات بهانه‌ای بود تا تردیدهایی درباره نتیجه‌گیری استقلال در کرمان ایجاد شود. حتی کسانی بودند که درگمانه‌زنی‌های خود استقلال را بازنده بازی کرمان می‌دانستند. ظاهرا باخت مقاومت در تهران این ذهنیت را ایجاد کرده بود که در هفته دهم همه خط تیره‌ها در جدول برداشته خواهد شد و روند شکست‌ناپذیری استقلال هم پس از مقاومت به پایان راه خود خواهد رسید اما چنین نشد. صمد بازگشت باشکوهی پس از دربی داشت. او از دایره ترس و اضطراب خارج شد و به سوی شهامت گام برداشت. بازی با مس کرمان دوباره بهانه‌ای شد تا از مرفاوی تعریف کنیم. او حالا آن مربی معمولی فصل ششم نیست. او آن مربی پراضطراب دربی نیست!
***
برتری‌های آغاز فصل چنان بود که تردیدها درباره مرفاوی را از بین نمی‌برد! همگان منتظر اتفاقاتی بودند. پیش از فصل تقابل با امیر قلعه‌نویی و پرویز مظلومی از صمد یک بازنده محض می‌ساخت. صمد آیا می‌تواند مقابل امیر قلعه‌نویی موفق باشد؟ حتی تصور اینکه صمد از سپاهان در ورزشگاه آزادی یک امتیاز می‌گرفت، سخت می‌نمود! اما صمد امیر را در ورزشگاه خالی از تماشاگر در هفته نخست مغلوب کرد. صمد از همان جا گام‌های محکم خود را برداشت. روند امتیازگیری استقلال در هفته‌های آغازین باز هم انتقادهایی به همراه داشت. انتقادهایی نظیر اینکه چرا تیم صمد کم گل می‌زند؟ چرا از میان این همه مهاجم تنها رضا عنایتی پایش به گلزنی باز شده بود اما تیم صمد از هفته پنجم پوست انداخت و به همان تیم دلخواه تبدیل شد. صمد به غیر از دربی که قوانین نانوشته خود را دارد در همه بازی‌ها موفق بود. اوج هنر صمد در هفته دهم نمایان شد. او پرویز مظلومی را هم پشت سر گذاشت. این بار پیروزی بیرون از خانه او رنگ و جلای ویژه‌ای داشت. هفته دهم برای مرفاوی یک هفته ویژه بود. هفته‌ای که او را برای همیشه از محاق بیرون آورده است. او دیگر در سایه پنهان نشده است. او دیگر در تاریکی مخفی نیست. او از محاق بیرون آمده است و حالا می‌تواند خود را به عنوان یک مربی کار بلد معرفی کند. نتایج او اتفاقی نیست. صمد با استقلال آرام آرام در حال پوست انداختن است و اینجا است که باید از مرفاوی پرسید: «تا کجا جلو خواهی رفت؟»

+نوشته شده در 11 Oct 2009ساعتتوسط پیروز |
استقلال تهران ۱ - پرسپوليس ۱
استقلال جرأت نداشت ، پرسپوليس مربى
102957.jpg
گلها:حسين كاظمى (دقيقه ۵۵)براى استقلال تهران،عادل كلاه كج (دقيقه۵۰) براى پرسپوليس
داور: محسن تركى ، كمكها: رضا سخندان و جواد تقى پور
اخطار: خسرو حيدرى، امير حسين صادقى و فرهاد مجيدى (استقلال) وستلى برازيليا، سامان آقازمانى و مجتبى زارعى (پرسپوليس)
تماشاگر: ۹۰ هزار نفر ، ورزشگاه: آزادى
استقلال تهران
وحيد طالب لو(۱۴)، امير حسين صادقى(۱۵)، هاشم بيك زاده(۱۷)، هادى شكورى(۱۴)، پژمان منتظرى(۱۴)، حسين كاظمى(۱۷)، فابيو جان واريو(۱۷)، رضا عنايتى(۱۶)، خسرو حيدرى(۱۴)، فرهاد مجيدى(۱۵)، از دقيقه ۸۰ رينالدو و سياوش اكبر پور(۱۲)
سرمربى: صمد مرفاوى(۱۶)
پرسپوليس
ميثاق معمارزاده(۱۷)، سپهر حيدرى(۱۴)، شيث رضايى(۱۷)، عليرضا محمد(۱۵)، عادل كلاه كج(۱۶)، سامان آقازمانى(۱۰) از دقيقه ۵۸ هوار محمد(۱۴)، ميثم بائو(۱۲)، وستلى برازيليا(۱۶)، مهدى شيرى(۱۳) از دقيقه ۷۲ مجتبى زارعى، هادى نوروزى(۱۶)، مجتبى شيرى(۱۳) از دقيقه ۶۸ جلال اكبر ى
سرمربى: زلاتكو كرانچار(۱۴)
شرح گلها
گل پرسپوليس: هادى نوروزى در يك نفوذ با وحيد طالب لو تك به تك شد كه از او عبور كرد اما دروازه بان استقلال پاى مخالف او را زد تا داور اعلام پنالتى كند. ضربه پنالتى را مهدى شيرى با بى تفاوتى هرچه تمام تر زد كه طالب لو آن را دفع كرد اما توپ برگشتى را عادل كلاه كج به گل تبديل كرد.
گل استقلال: روى ارسال خوب توپ توسط جان واريو، رضا عنايتى با سر ضربه اى را به توپ زد كه روى تير دوم حسين كاظمى با يك ضربه سر دقيق گل مساوى را به ثمر رساند.
لحظات حساس
دقيقه :۵ مهدى شيرى ضربه ايستگاهى سرخپوشان را از پشت محوطه جريمه به طور ناگهانى زد كه توپ او از كنار دروازه طالب لو به بيرون رفت.
دقيقه :۸ ميثم بائو در داخل محوطه جريمه صاحب يك موقعيت خوب شوتزنى شد كه ضربه او پس از برخورد به سر مدافع استقلال راهى كرنر شد.
دقيقه :۳۰ ضربه سنگين رضا عنايتى روى پاس كوتاه سياوش اكبرپور را ميثاق معمارزاده با يك شيرجه بلند به كرنر فرستاد.
دقيقه :۳۲ ضربه كرنر بلند جان واريو با ضربه سر پژمان منتظرى به بيرون رفت.
دقيقه :۴۳ روى كار خوب هادى نوروزى در داخل محوطه جريمه فرصت خوبى نصيب مهدى شيرى شد كه او در زدن ضربه آخر تعلل كرد تا موقعيت خوب سرخپوشان از دست برود.
دقيقه :۴۴ سياوش اكبرپور در داخل محوطه جريمه پرسپوليس زودتر از سپهر حيدرى صاحب توپ شد اما ضربه اش با فاصله اندك از كنار دروازه به بيرون رفت.
دقيقه :۴۵ روى ارسال بلند عادل كلاه كج روى يك ضربه ايستگاهى توپ با سر پژمان منتظرى برخورد كرد تاطالب لو آن را با نوك انگشتانش در گوشه دروازه به كرنر بفرستد.
دقيقه :۴۶ فرهاد مجيدى در داخل محوطه جريمه صاحب يك موقعيت خوب شد كه معمارزاده آن را دفع كرد.
دقيقه :۵۲ ضربه محكم حسين كاظمى را ميثاق معمارزاده با دشوارى تمام دفع كرد كه توپ برگشتى را رضا عنايتى با ضربه اى نمايشى به بيرون زد.
دقيقه :۵۴ سانتر جان واريو از چپ با ضربه سر عنايتى پس از برخورد به تير دروازه پرسپوليس به زمين برگشت.
دقيقه :۶۲ وستلى در داخل محوطه جريمه توپ را براى مهدى شيرى كاشت و ضربه اين بازيكن با فاصله بسيار زياد از بالاى دروازه به بيرون رفت.
دقيقه :۶۴ ضربه فنى عنايتى در داخل ۱۸ قدم را ميثاق معمارزاده با دشوارى دفع كرد.
دقيقه ۳+:۹۰ ضربه نمايشى رضا عنايتى را معمارزاده درازكش به راحتى مال خود كرد.
شرح بازى
فوتبال ۴۵ دقيقه اى ۲ تيم استقلال و پرسپوليس نتيجه اى بهتر از تساوى يك بر يك را به همراه نداشت تا همه چيز به تساوى بين ۲ تيم تقسيم شود.استقلال و پرسپوليس در نيمه اول فوتبال چندان خوبى را به نمايش نگذاشتند تا صداى خيلى ها درآيد. بازى توأم با احتياط بازيكنان ۲ تيم باعث شده بود تا تماشاگران هرگز يك فوتبال زيبا را شاهد نباشند.پاس هاى اشتباه و ضربات بى دقت مهاجمان ۲ تيم باعث شده بود تا ۴۵ دقيقه اول بازى گلى را با خود به همراه نداشته باشد. با شروع نيمه دوم پرسپوليسى ها هجومى تر از حريف خود در زمين ظاهر شدند و مزد زحمات خود را نيز گرفتند و توانستند به گل هم برسند اما متأسفانه هما ن طور كه پيش بينى مى شد بعد از گل پرسپوليسى ها به فكر اداره بازى و حفظ گل زده خود افتادند كه اين موضوع با حملات استقلالى ها همراه بود و هنوز ۵ دقيقه از گل سرخپوشان نگذشته بود كه آبى پوشان گل مساوى خود را هم زدند، تا سى ويكمين تساوى ۲ تيم نيز در طول دربى هاى بزرگ پايتخت در ورزشگاه آزادى رقم خورده باشد. پس از دربى ،۶۱ اين ششمين تساوى پى در پى بود كه در مسابقات استقلال و پرسپوليس رقم خورد. اين تساوى هاى پرتعداد به خاطر ترس ۲ تيم از نباختن است. وقتى تيمى در اين نبرد گل مى خورد، پيله احتياط را پاره مى كند و به گل مى رسد (مثل گل تساوى ديروز استقلال) و وقتى كار به تساوى مى كشد دوباره احتياط در دستور كار قرار مى گيرد.
حاشيه هاى بازى استقلال - پرسپوليس
عنايتى از مصدوميت گريخت
رضا عنايتى در تمرين پنجشنبه استقلال از ناحيه بينى دچار آسيب ديدگى شد. خونريزى بينى اين مهاجم سبب نگرانى استقلالى ها شد اما ا و با يخ درمانى توانست خود را به دربى برساند.
سيدصالحى مصدوم شد
سيدمهدى سيدصالحى به دليل آسيب ديدگى نتوانست در دربى حاضر شود تا غيبت او در اين بازى كار مرفاوى را سخت تر كند.
سيدصالحى از اينكه اين بازى را از دست داد، بشدت ناراحت بود. طبق شنيده ها او تا يك هفته نمى تواند براى استقلال به ميدان برود.
شبكه هاى خارجى
تعدادى از شبكه هاى تلويزيونى از آلمان، فرانسه و چند كشور عربى در ورزشگاه حضور داشتند و حاشيه ديدار تيم هاى استقلال و پرسپوليس را پوشش دادند.
نيمه به نيمه
در نيمه نخست بازى اكثر عكاسان پشت دروازه استقلال قرار گرفته بودند اما در نيمه دوم بيشتر عكاسان پشت دروازه پرسپوليس رفتند.
كرانچار فقط ايستاده بود
سرمربى پرسپوليس با استرس بالايى بازى را تماشا مى كرد. كرانچار در تمام طول بازى فقط ايستاده بود و خيلى كم روى نيمكت نشست. او بدون اينكه با اطرافيانش حرفى بزند مدام در حالى كه سرش را به پايين انداخته بود در كنار نيمكت راه مى رفت.
ناراحتى بيك زاده از چند بازيكن استقلال
هاشم بيك زاده از اينكه بازيكنان استقلال به او پاس نمى دادند ناراضى بود. او در طول بازى در چند نوبت نسبت به اين مسأله معترض بود و ادعا داشت كه استقلالى ها بايد بيشتر هواى او را داشته باشند.
آقا زمانى همه را متعجب كرد
قرار گرفتن سامان آقازمانى در تركيب ثابت پرسپوليس سبب تعجب حاضرين در ورزشگاه شد. خيلى از تماشاگران اين سؤال را مى پرسيدند كه چطور بازيكنى كه تا به حال براى پرسپوليس بازى نكرده در تركيب ثابت قرار مى گيرد؟
فريادهاى بلند صمد
صمد مرفاوى در اواسط نيمه اول بشدت نسبت به عملكرد شاگردانش معترض بود. اشتباهات بازيكنان استقلال سبب بلند شدن فريادهاى مرفاوى شد. او حتى تا كنار خط هم آمد تا داور چهارم در اين خصوص به او هشدار دهد.
وستلى قهر كرد
در اواخر نيمه اول وقتى وستلى ديد بازيكنان پرسپوليس به او زياد پاس نمى دهند به نشانه قهر در گوشه اى از زمين نشست. او حتى قصد بازى كردن هم نداشت اما كلاه كج واسطه شد و او را بلند كرد تا اينگونه او هم به بازى خود ادامه دهد.
واعظى: من در دربى استقلالى نيستم
انتصاب واعظى آشتيانى به سمت قائم مقام سازمان تربيت بدنى سبب شد او ترجيح دهد در روز دربى بى طرف شود. واعظى آشتيانى گفت به دليل مسئوليتى كه در سازمان تربيت بدنى دارم، امروز سرخابى هستم.
ساعت ۱۰ و ۳۰ به ۸۰ رسيد
در ورزشگاه آزادى در ساعت ۸ صبح به سوى تماشاگران باز شد. استقبال از همان ساعات ابتدايى بالا بود تا در نهايت پس از ۲ ساعت از باز شدن درب هاى ورزشگاه ۸۰ هزار نفر از ظرفيت ورزشگاه تكميل شد.
آرش جايت خاليست
هواداران استقلال چند بنر بزرگ از برهانى،  مجيدى و جان واريو و ... را در ورزشگاه نصب كرده بودند. شعار آرش جايت خاليست زير عكس برهانى ديده مى شد.
دوربين هاى مداربسته
مقابل باجه هاى بليت فروشى چند دوربين مداربسته جهت كنترل و جلوگيرى از ايجاد بازار سياه نصب شده بود اين كنترل سبب كمرنگ شدن بازار سياه در ورزشگاه شده بود تا بيشتر تماشاگران بليت را مطابق همان قيمت درج شده روى آن دريافت كنند.
جلوگيرى از گران فروشى
مقابل هر بوفه ورزشگاه يك مأمور انتظامى جهت جلوگيرى از گران فروشى قرار گرفته بود تا اين گونه مواد غذايى با هزينه اى بالا به دست علاقه مندان به فوتبال نرسند.
50 مأمور زن
براى اولين بار ۵۰ مأمور انتظامى زن هم در ورزشگاه مستقر شده بودند. اين مأموران خانم جهت ارشاد هواداران خانمى كه احتمالاً راهى ورزشگاه مى شدند در استاديوم به استقرار رسيده بودند.
شعار عليه انصارى فرد
عده اى از تماشاگران قرمز حاضر در ورزشگاه قبل از شروع بازى عليه انصارى فرد شعار مى دادند و خواستار كناره گيرى وى از مديريت باشگاه پرسپوليس شدند.
دور افتخار ليدرها
براى جلو گيرى از حاشيه و انضباط بيشتر در سكو ها ليدر هاى ۲ باشگاه قبل از شروع بازى با اتحاد هم دور زمين دور افتخار زدند.
اعتراض استقلالى ها به جايگاه ويژه
هواداران استقلال وقتى ديدند جايگاه مقابل دوربين به دليل استقبال كم هواداران قرمز پرنشده معترض شدند. آنها شعار «استاديوم خاليه اس اس جا نداره» را سر دادند، اين مسأله در حالى اتفاق افتاد كه خيلى از هواداران آبى به دليل كمبود جا به ناچار بازى را ايستاده تماشا كردند.
شعار عليه بائو
هواداران استقلال عليه ميثم بائو شعار سر دادند. اين بار جاى خالى نيكبخت را بائو پر كرد تا او به دليل قرمز پوش شدن خود با اعتراض هواداران استقلال مواجه شود.
صادقى، قرمز ها را تحريك كرد
امير حسين صادقى پيش از آغاز بازى به سمت هواداران پرسپوليس رفت و آنها را تحريك كرد. اين حركت صادقى سبب اعتراض هواداران قرمز شد.
بائو براى صمد گل برد
ميثم بائو پيش از شروع بازى به سمت نيمكت استقلال رفت و به خوش و بش با آبى ها پرداخت. بائو كه سابقه بازى در استقلال و شاگردى مرفاوى را داشت با تقديم يك دسته گل به سرمربى استقلال براى داخل شدن به زمين از او رخصت گرفت.
كادر فنى استقلال سراغ قرمز ها را گرفت
صمد مرفاوى، غلامحسين مظلومى، بهزاد غلامپور و سيامك رحيم پور قبل از شروع بازى به سمت نيمكت پرسپوليس رفتند و به خوش وبش با كادر فنى پرسپوليس پرداختند.
از نيمكت نشين تا كاپيتانى
شيث رضايى كه در چند بازى اخير پرسپوليس نيمكت نشين بود در اين ديدار به عنوان كاپيتان قرمز ها وارد زمين شد. به هر حال شايد اين اتفاق براى خود شيث هم غيرقابل پيش بينى بود.
اولين خطا توسط بائو
اولين خطاى اين بازى را ميثم بائو مرتكب شد. او در ثاينه ۲۰ روى خسرو حيدرى خطا كرد.
خليلى از پرسپوليس قهر كرد
عدم حضور خليلى در ليست ۱۸ نفره پرسپوليس سبب قهر او شد. اين بازيكن حتى براى حضور در اين ليست كاشانى را واسطه قرار داد اما وقتى ديد كرانچار راضى به استفاده از او در دربى نمى شود، اردوى تيمش را به نشانه قهر ترك كرد.
چند بازيكن پرسپوليس چك پس دادند
مسئولان باشگاه پرسپوليس پنجشنبه شب به بازيكنان خود ۵۰۰ هزار تومان دادند. اين مبلغ كه از طريق كمك سازمان به باشگاه پرسپوليس حاصل شده بود اما گويا ميزان آن به مزاق چند تن از بازيكنان قرمز خوش نيامده بود تا آنها چك هاى خود را پس بدهند.
هر چه نزديكتر بازار سياه بيشتر
اگر چه در ساعاتى مانده به شروع بازى خبرى از بازار سياه نبود اما هر چه زمان به شروع بازى نزديكتر مى شد بازار سياه هم داغ تر مى شد.
كوتوله هاى قرمز بازى را بردند
۲ تيم كوتوله هاى سرخابى قبل از شروع بازى در ديدارى نمادين به مصاف هم رفتند. اين بازى با نتيجه ۵ بر صفر به نفع كوتو له هاى پرسپوليس به پايان رسيد.
ديدار سرخابى ها با جانبازان
به مناسبت هفته دفاع مقدس و تجليل از جانبازان بازيكنان ۲ تيم قبل از شروع بازى به سمت جانبازان جنگ تحميلى رفتند و با تقديم دسته گل به آنها از فداكارى هايشان تشكر كردند.
برخورد مترجم كرانچار با دوربين
مترجم كرانچار وقتى مشغول ارائه نكات مدنظر سرمربى پرسپوليس به بازيكنان بود به هنگام برگشت به سمت نيمكت، با دوربين صداوسيما برخورد كرد.
منتظرى، وستلى را تحويل نگرفت
خطاى وستلى روى منتظرى سبب ناراحتى مدافع استقلال شد. وقتى وستلى قصد عذرخواهى از منتظرى را داشت اين بازيكن با رد دست او حركتى زشت را از خود نشان داد.
شادى عجيب و غريب مرفاوى
صمد مرفاوى اگر چه مربى آرام و ساكتى است اما گل تساوى بخش استقلال سبب شد تا او چند مترى را بالا بپرد . مرفاوى به شادى عجيب  و غريبى پرداخت كه در كنار او غلامپور هم نقش مشابه را ايفا كرد. غلامپور هم دقيقاً مثل سرمربى استقلال به شادى زيادى پس از گل پرداخت.
مجيدى بازى با مس را از دست داد
فرهاد مجيدى با اخطارى كه در اين بازى گرفت ۳ اخطاره شد تا در ديدار استقلال مقابل مس غايب باشد. مجيدى از محرومان استقلال در هفته دهم رقابت  هاى ليگ است.
اولين هاى دربى ۶۷
دربى تهران همواره جذابيت هاى خاصى داشته و به همين دليل توجه علاقمندان اين تيم ها را به همراه داشته است. در ادامه اولين هاى دربى ۶۷ تهران ارائه مى شود.
اولين خطا
مثل تمام دربى هاى گذشته، اولين خطا خيلى زود اتفاق افتاد. در ثانيه ۱۵ بازى ديروز هم ميثم بائو اولين خطا را مرتكب شد تا محسن تركى بازى را متوقف كند.
اولين شوك
اولين شوك را زلاتكو كرانچار به علاقمندان دربى وارد كرد. حضور سامان آقازمانى در تركيب اصلى پرسپوليس آنقدر عجيب بود كه تماشاگران تلويزيونى پاى گيرنده هاى خود براى لحظاتى يخ زدند و اسم اين بازيكن را از يكديگر مى پرسيدند.
اولين كرنر
اولين كرنر دربى ۶۷ تهران روى دروازه پرسپوليس شكل گرفت كه فرهاد مجيدى كاپيتان استقلال توپ را روى دروازه سرخپوشان سانتر كرد.
اولين خطا پشت محوطه جريمه
اولين خطا پشت محوطه جريمه را اميرحسين صادقى مدافع استقلال روى هادى نوروزى مهاجم پرسپوليس مرتكب شد تا محسن تركى يك ضربه آزاد به نفع سرخپوشان اعلام كند.
اولين فرصت خطرناك
اولين فرصت خطرناك را مهدى شيرى هافبك پرسپوليس روى دروازه حريف ايجاد كرد. او روى ضربه كاشته اى كه چسبيده به محوطه جريمه بود، حريف را غافلگير كرد اما توپ با اختلاف خيلى كم به اوت رفت.
اولين اخطار
سامان آقازمانى كه براى اولين بار براى پرسپوليس بازى مى كرد، اولين اخطار دربى ۶۷ را دريافت كرد. او به خاطر خطا روى فرهاد مجيدى اين اخطار را دريافت كرد.
اولين حركت نمايشى
اولين حركت نمايشى كه منجر به دريافت كارت زرد شد را وستلى برازيليا انجام داد. محسن تركى تشخيص داد كه او به خاطر گول زدن داور خودش را روى زمين انداخته و به همين دليل به مهاجم برزيلى پرسپوليس اخطار داد.
اولين تعويض
سامان آقازمانى به نوعى در تاريخ دربى جاودانه شد. او اولين بازيكن تعويضى بازى بود تا در جمع اولين هاى دربى ۶۷ تهران، بيشترين حجم را به خودش اختصاص داده باشد. هوارمحمد در دقيقه ۵۸ به جاى او وارد زمين شد.
درگيرى بين تماشاگران استقلال
در پايان بازى يكى از ليدرهاى استقلال با چند تن از هواداران اين تيم دچار درگيرى شد كه با مداخله مأموران انتظامى اين درگيرى به پايان رسيد.
بلندگو خراب بود
بلندگوى ورزشگاه اسامى گلزنان بازى و تعويضى ها را اعلام نكرد. گويا بلندگوى استاديوم خراب بود تا در اين بين تماشاگران نقل به نقل و بازيكنان تعويضى را مورد شناسايى قرار دهند.
باز هم شعار عليه انصارى فرد
با اتمام بازى تماشاگران حاضر در استاديوم مدام عليه انصارى فرد شعار دادند. آن ها با سردادن شعار «انصارى فرد حيا كن پرسپوليس رو رها كن» خواستار بركنارى اين مديرعامل شدند.
كاشانى بيا
حبيب كاشانى بشدت مورد ستايش هواداران قرمز قرار گرفت. آنها با حمايت از كاشانى خواستار بازگشت او به تيم پرسپوليس بودند.
تست دوپينگ از ۶ بازيكن
در پايان بازى كميته ضد دوپينگ ۶ بازيكن را جهت انجام تست انتخاب كرد. فرهاد مجيدى، مهرشاد مؤمنى و كيانوش رحمتى از استقلال به همراه ميثم بائو، هوارمحمد وكلاه كج از پرسپوليس بازيكنانى بودند كه در پايان بازى تست دوپينگ دادند.
كبوتر قرمز بازى را متوقف كرد
كبوتر قرمز سبب لغو چند ثانيه  اى بازى شد. زمانى كه پرسپوليسى ها قصد داشتند روى دروازه استقلال حمله كنند، توپ با كبوتر قرمزى كه وارد زمين شده بود، برخورد كرد. تركى به ناچار با سوت خود بازى را متوقف كرد تا بيك زاده اين كبوتر را از زمين خارج كند.
پرتاب توپ به سوى تماشاگران
بازيكنان ۲ تيم با توپ فوتبال وارد زمين شدند. آنها اين توپ ها را به سوى تماشاگران پرت كردند كه با استقبال تماشاگران مواجه شد.
اعتراض معمارزاده به استقلالى ها
ميثاق معمارزاده پس از پايان بازى سراغ استقلالى ها را گرفت. او مدعى شد گل استقلال در شرايطى به ثمر رسيده كه آقازمانى به دليل مصدوميت روى زمين افتاده بوده است. معمارزاده به استقلالى ها گفت بايد شما با رعايت بازى جوانمردانه بازى را متوقف مى كرديد.
درگيرى بائو با خسرو حيدرى
ميثم بائو درست مثل معمارزاده مدعى بود كه استقلالى ها از ارائه بازى جوانمردانه به دور بودند. او در اين خصوص با خسرو حيدرى هم دچار درگيرى لفظى شد.
ادعاى استقلالى ها: پرسپوليسى ها وقت كشى كردند
چند تن از استقلالى ها در پايان بازى مدعى بودند كه بازيكنان تيم حريف وقت كشى كردند. آنها با اشاره به تمارض هاى معمارزاده ادعا داشتند پرسپوليسى ها هدف را وقت كشى قرار داده بودند تا اينگونه مقابل استقلال به تساوى برسند.
صادقى هم محروم شد
اميرحسين صادقى هم بازى هفته دهم را از دست داد. مدافع استقلال هم با دريافت كارت زرد از سوى تركى ۳ اخطاره شد تا در ديدار تيمش مقابل مس محروم باشد. با اين حساب استقلال در هفته دهم رقابت هاى ليگ، ۲ محروم يعنى ( مجيدى و صادقى) را دارد.
درجايگاه
عزيزالله محمدى، مهدى تاج،  على كفاشيان، محمد نبى، حميد سوريان، حميد سجادى، واعظى آشتيانى،  عباس انصارى فرد، اعضاى هيأت مديره ۲ باشگاه، تعدادى از مقامات كشورى، لشگرى و نمايندگان مجلس شوراى اسلامى از افرادى بودند كه از جايگاه ويژه اين بازى را تماشا كردند
+نوشته شده در 6 Oct 2009ساعتتوسط پیروز |
لكه اي ديگر، در كارنامه ننگين واعظ

آبي استقلالي 2. دروغنمايي بزرگ

ساختن فیلمی به دستور واعظ برای از بین بردن

محبوبیت امیر قلعه نویی

 

بلاخره انتظار چند ماهه به سر رسيد و نسخه دوم فيلم آبي استقلالي

 كه ادامه شماره 1 اين فيلم در راه قهرماني استقلال در فصل گذشته

 بود به بازار عرضه شد. اما نكته قابل تأمل در مورد اين فيلم حاشيه هايي

است كه در اين مدت و در اثناي توليد و تدوين آن و مشكلاتي كه

برسر قرارداد با مديرعامل تيم به وجود آمد كه باعث تأخير چند ماهه در

عرضه اين محصول به بازار شد

ماجرا از اين قرار است كه اختلافات مديرعامل با سرمربي سابق

 آبي پوشان يعني اميرقلعه نويي، حتي با جدايي اين شخص از

 مجموعه استقلال و شروع فعاليت به دور از حاشيه او در يك

تيم شهرستاني هم از بين نرفت و پروژه امير زدايي از ذهن و

فكر فوتبال دوستان و تخريب اين چهره محبوب و موفق نزد هواداران

 كه از اواسط همكاري واعظ با استقلال زمان قلعه نويي صورت گرفت

 به شكلي اسف بار ادامه يافت، كه بخشي از اين پروژه، فيلم مستندي

 بود كه مردم منتظرش بودند و ميتوانست تاثير زيادي بر تفكر و ديد

 مردم نسبت به اتفاقات و حواشي اي كه در طول اين مدت ايجاد

 شده بود بگذارد.


لذا مديرعامل باشگاه، طي يك اقدام برنامه ريزي شده و پس از مشورت

 با نزديكانش، بر آن شد تا در تمديد قرارداد خود با فريدالدين عطار

(تهيه كننده پروژه) بندهايي اضافه كند كه حذف و اضافه قسمت هايي

 خاص از توليد اين فيلم با اختيار تام نماينده مديرعامل انجام گيرد كه

 با مخالفت مهدي زريباف(كارگردان پروژه) روبه رو گرديد و واعظ نيز

تصميم گرفت ساخت ادامه اين مجموعه را به موسسه اي ديگر

 بسپارد، كه در نهايت با پا درمياني عده اي بنا شد نظارت شخص

 مديرعامل روي برداشتن و گذاشتن بخشهايي كه موردنظر ايشان

 باشد،در پاره اي از موارد صورت بگيرد و تاييد نهايي با كارگردان

 مجموعه باشد كه در نهايت اين چنين نشد و فيلم بسيار ناقص تر از

 آنچه در طول اين مدت روي آن كار شده بود بيرون آمد و تاخير چند

 ماهه در عرضه اين فيلم و عدم كيفيت فني مشهود فيلم نسبت به

 نسخه مردان پرسپوليس دو كه توسط همان موسسه همزمان به

بازار عرضه شده است، دليلي جز ايجاد همين مميزي ها توسط

باشگاه ندارد.

طبق شنيده هاي ما اصل موضوع از اين قرار است كه پس از مصاحبه

 تند مجتبي جباري كه امير قلعه نويي را متهم به توهين هاي و

ناسزاهاي خانوادگي به بازيكنان در رختكن تيم كرده بود و مصاحبه

 هاي واعظ پس از اتمام همكاري با سرمربي كه در آن روي حرفهاي

 شماره 8 ياغي تيمش صحه گذاشته بود و حتي دليل اصلي كنار

 زدن سرمربي تيم قهرمان  ليگ را همين موضوع بي حرمتي به

خانواده بازيكنان توسط امير عنوان كرده بود، تصميم واعظ بر اين بود

 كه بهترين فرصت را در ارائه فيلمي مستند كه در آن امير را در حال

 توهين به بازيكنان نشان ميداد، از دست ندهد و آبي استقلالي 2

كه قرار بود در مردادماه و پيش از شروع فصل وارد بازار شود، بهترين

 فرصت براي انجام اين كار بود.

و اما آن چيزي كه كارگردان براي نشان دادن به مردم درحال آماده

 كردنش بود، بخش هاي جدا شده اي از 45 دقيقه فيلم موجود در

 رختكن بازيهاي مختلف استقلال و نحوه رفتار امير با بازيكنانش به

 طور خلاصه بود كه در نهايت از هيچكدام از آنها استفاده نشد و ما

در اين  فيلم فقط 2 قسمت از صحبتهاي امير با بازيكنان را مشاهده

 ميكنيم. يك قسمت مربوط به جلسه فني قبل از بازي با پيام و ديگري

 كه اصل ماجرا را شامل ميشود، مربوط به بازي استقلال-مقاومت در

 فصل گذشته بود كه آبي پوشان در آن با 4 گل مغلوب حريف خود شدند

 و دست بر قضا جزو معدود دفعاتي بود كه امير به خاطر آن از كوره در

 رفته بود و با بازيكنانش پرخاش كرد. چند نكته در مورد اين قسمت

وجود دارد كه بد نديديم شما را در جريان بگذاريم:

1- اين قسمت اصلا توسط دوربين موسسه ضبط نشده بود و واعظ آن

 را در اختيار كارگردان گذاشته است، ظاهرا قضيه اينگونه بود كه امير

 طبق عادت در مواردي كه عصبي است و يا نكات فني خاصي را ميخواه

د به بازيكنان گوشزد كند و نميخواهد دستش رو شود، از دربانها ميخواهد

 كه جلوي ورود خبرنگاران را بگيرند و از آنها عذر خواهي كنند، ولي

 كارگردان مجموعه كه از دوستان نزديك و مورد اعتماد هر 2 باشگاه

سرخابي ميباشد، تنها كسي است كه ميتواند تحت هر شرايطي

 وارد رختكن شود و او هم طبق خواهش كادرفني، با توجه به عصبانيت

 امير و عدم بردن تيم به حاشيه، از فيلم برداري خود داري كند و او هم

 قبول كرده و قول ميدهد موارد مطرح شده را نزد خود نگه دارد.

2- واعظي آشتياني كه از قبل منتظر چنين فرصتي بود و حضور

 مهدي زريباف در رختكن نيز با اصرار او صورت گرفته بود، وقتي

 ميبينيد كارگردان طرف قرارداد از فيلم برداري خودداري نموده است

شخصي را مامور ميكند كه به طور مخفيانه از امير فيلم بگيرد تا در

 صورت نياز اين سوژه ناب از دستش نپريده باشد و در نهايت نيز با

سماجت واعظ، اين قطعه وارد فيلم شد و قسمتهايي ديگر كه در آن

 رفتار خوب امير در رختكن به نمايش در آمده  بود نيز حذف شد.

شخصي كه اين اطلاعات را در اختيار ما قرارداد در توجيح اطلاغاتش

گفت كه مگر ميشود امير با اطلاع داشتن از فيلمي كه قرار است تهيه

 شود، اجازه ورود كارگردان را بدهد و با علم به اينكه دارند از او فيلم

برداري ميكنند، در جلوي دوربين حرفهايي بزند كه باعث از بين رفتن

آبرويش بشود؟ و يا مگر ممكن است كارگردان اين مجموعه اجازه ورود

 به رختكن را پيدا كند، ولي در گوشه اي قايم شود و مخفيانه مشغول

 فيلم برداري باشد؟ پس پر واضح است آن فيلم برداري به طوري

مخفيانه انجام شده و از زاويه قرارگرفتن دوربين نيز مشخص است

 كه شخص ضبط كننده فيلم در جايي پنهان شده است.


و مورد ديگر اينكه امير كه به شدت عصبي بود، به برخي بازيكنان تشر

زده و از الفاظ زشت و ناپسندي عليه آنها استفاده ميكند كه به جاي

 بعضي از آنها صداي سوت پخش ميشود كه اين امر استفاده از الفاظ

 فوق ركيك را توسط امير در ذهن بيننده تداعي ميكند، در حالي كه

 آن الفاظ كه سوت جانشينشان شد كاملا مطابق همان هايي بود

كه پخش ميشد و گذاشتن سوت به جاي آنها، حربه واعظ بود كه

به مخاطب القا كند كه ژنرال در حال گفتن ناسزا هاي خانوادگي به

 بازيكنان بود، اصلا مگر با عقل جور در ميايد كه شما در يك جمله

از چند حرف زشت مثل كريم شيره اي، ماست، گوسفند و... استفاده

 كنيد و در بين آنها يكي در ميان فحش ناموس بدهيد؟ كمي در

ذهن خود اين موضوع را بررسي كنيد، طبيعتا وقتي عصبانيت به

حدي برسد كه كار به فحش ناموس كشيده شود، كل جمله شما

تبديل به اين الفاظ ميشود نه اينكه در بين يك سري الفاظ زشت

 ولي متفاوت، از فحش ناموس هم استفاده كنيد.


نكته ديگر هم اين بود كه مصاحبه با تمام بازيكناني كه رفتار اميرخان

 را در رختكن و توپ و تشر هايش را پدرانه و دلسوزانه و از روي

تعصب وي به استقلال ميدانستند حذف شده و به جاي آن فقط

 مصاحبه با جباري پخش ميشود كه به ادعاي اين عزيز اصلا در آن

تاريخ گرفته نشده و مربوط به پايان فصل بوده است كه با هماهنگي

 مديرعامل، بازيكن طوري حرف ميزند كه انگار پس از بازي با 

فجر اين صحبت ها از او گرفته ميشود.

به هر حال اين اولين بار نيست كه شخص

 واعظ آشتياني براي بزرگ كردن خود، سعي در كوچك

كردن نامهاي بزرگي مثل قلعه نويي

دارد. مطمئنا اين قضيه به اينجا هم ختم نخواهد

 شد و بازهم شاهدچنين حركات و جريان سازي هايي

عليه ژنرال خواهيم بود، ولي اين ما هستيم كه

بايد تدبير بيشتر با اينگونه مسائل برخورد كنيم و قطعا

 قدم اول ما در اين مورد، سودي است كه بابت فروش

اين مجموعهبه جيب تهيه كننده آن و شخص واعظ ميرود

كه ما بايد از آن جلوگيري نموده و سعي كنيم آبي

استقلالي 2 را تحريم نموده و يا اگر علاقه

 زيادي به ديدن آن داريم، نسخه هاي غير اورجينال

 آن را تهيه كردهو با كپي برداري از اين اثر آن را در

اختيار علاقه مندان قرار داده و از خريدن نسخه هاي

اورجينال توسط آنها جلوگيري كنيم و قدم دوم

 هم اين است كه اگر فيلم را ديديد و با توجه دقيق

 به صحنه هاي مذكور و تفكر در مورد گفته هاي ما، به

 اين نتيجه رسيديد كه ما راست ميگوييم و مسائل

مطرح شده در فيلم دروغ است، آن را به

 اطلاع دوستان و اقوام و آشنايان برسانيم تا همه از

دستهاي پليدي كه پشت اين موضوع خوابيد است،

 مطلع گردند.

بي شك اين گونه رفتار ها همانطور كه تا الآن،

به جاي كوچك كردن شخصيتي مثل ژنرال، به بزرگي و

اثبات اين شخصيت به مردم گشته است، از اين پس نيز

فقط باعث اثبات حقانيت ژنرال خواهد شدو اين واعظ و

امثالهم هستند كه كوچكي و حقيري خود را با چنين

 مسائلي به رخ ميكشند.

 

توضیح : این آقای سیاسی یا به اصطلاح مدیرعامل

نمی تواند محبوبیت امیر را که به حق محبوبترین

استقلالی تاریخ ایران است را در نزد ما هواداران

استقلال کم کند.

خدایا دروغگویان و کسانی که می خواهند به ناحق

آبروی مومنی را بریزند به سزای اعمالشان برسان

کسانی که باعث رفتن امیر شدند و حتی بعداز

رفتن وی با مصاحبه های کذایی و از پیش طراحی

شده خواستند امیر را مقابل هواداران استقلال

قراردهند.

ولی ایشان کور خواندند هواداران استقلال خوب و بد

خود را می شناسند افرادی که سیاست راواردفوتبال

کرد و همین افرادند که باعث مساویهای دروغین داربی

می شوند.

از وبلاگ http://www.rezass.blogfa.com/

+نوشته شده در 6 Oct 2009ساعتتوسط پیروز |
مرفاوی

مرفاوی: آلمانی نیستم، ایرانی هستم و تفکرات فوتبالی دارم!


... وقتی واعظ آشتیانی برای اولین بار از نام صمد مرفاوی به عنوان سرمربی تیمش نام برد مخاطبانش پوزخندی زدند و به آسانی از کنار این حرف گذشتند؛ آن روزها همه با بی‌توجهی به دنبال گزینه‌های تازه می‌گشتند. از سنول گونش گرفته تا مجید جلالی و پرویز مظلومی! بعد شایعه آشتی واعظ آشتیانی با امیرقلعه‌نویی به تیتر یک اخبار تبدیل شد تا دوباره صمد مرفاوی تا حد یک دستیار تنزل پیدا کند! واعظ اما روی حرفش ایستاده بود. او مدام نام مرفاوی را زیر لب تکرار می‌کرد، تا اینکه صمد دور از جنجال‌های خبری و در سکوتی محض حکم سرمربیگری‌اش را از دستان واعظ آشتیانی گرفت و همه گمانه‌زنی‌ها را باطل کرد. صمد مرفاوی آمد اما نه مثل امیر قلعه‌نویی و ناصر حجازی!
صمد دوباره سرمربی استقلال شد اما نه مثل روزی که فیروز کریمی با آن همه حاشیه‌سازی‌های بی‌ادبانه سکاندار تیم آرزوهایش شد! صمد مثل همیشه آرام، بی‌صدا و سرشار از ویژگی‌های اسرارآمیز درونی‌اش آمد ... او بی‌صداترین مربی تاریخ استقلال است. مردی که فقط می‌گوید: «کار، کار، کار!» از همان روز که سرمربی استقلال شد تصمیم گرفت مصاحبه نکند. او در این باره می‌گوید: «رسانه گریز نیستم. نمی‌خواهم سر و صدا داشته باشم. می‌خواهم دور از هیاهو کار کنم.» صمد مرفاوی این است، مردی درونگرا که در همه حال سعی می‌کند بودنش را با همان تاکتیک ابداعی‌اش ابراز کند! او می‌خواهد با نتایجش حرف بزند و شاید قهرمانی استقلال همراه با صمد مرفاوی صدای فریاد او باشد!
رفتار مرفاوی را البته نباید به حساب غرور آمیخته با بی‌اعتمادی‌اش دانست. صندلی سرمربیگری استقلال او را از خود بی‌خود نکرده است. او همان است که بود. مثل آن روزها که به‌واسطه سایه سنگین امیر قلعه‌نویی کمتر کسی سراغش را می‌گرفت. صمد فقط حساسیت‌های ناشی از موقعیت کنونی‌اش را می‌شناسد. برای همین است که سعی می‌کند با دقت حرکت کند و قدم‌هایش را آهسته بردارد ...
اولین سوالی که می‌توان از شما پرسید این است که چرا مصاحبه نمی‌کنید! صمد مرفاوی از وقتی سرمربی استقلال شد خودش را مخفی کرد؟
(می‌خندد) نه! من چندان هم مخفی نبودم. در همه این روزها وقتی صفحات روزنامه‌ها را ورق می‌زدم مصاحبه‌های بسیاری را از قول خودم می‌دیدم و مدام از خودم می‌پرسیدم: «صمد تو بودی که این حرف‌ها را زدی؟!»
صدای شما همه جا شنیده می‌شود. از وقتی پایتان را به باشگاه می‌گذارید تا وقتی که به تمرین می‌روید. در کوچه و خیابان هم می‌توان صدایتان را شنید برای همین حرف‌های شما فی‌الفور وارد صفحات روزنامه‌ها می‌شود!
خیلی وقت‌ها از قول من حرف‌هایی منتشر می‌شود که تعجب می‌کنم! (دوباره می‌خندد) نمی‌دانم شاید این هم از ویژگی‌های سرمربیگری در استقلال است!
امیر قلعه‌نویی سال گذشته مدام روی صفحات روزنامه‌ها دیده می‌شد. او هر روز مصاحبه می‌کرد. و حتی کار به جایی رسیده بود که صبح به صبح یکی از سایت‌ها یادداشتی به قلم امیر قلعه‌نویی را روی خروجی‌اش می‌گذاشت.
قلعه‌نویی هم این طوری نبود اما من نمی‌خواهم زیاد وارد آن فضا بشوم و به سوال‌های این جوری پاسخ بدهم می‌خواهم بگویم هر کسی خصوصیات اخلاقی خودش را دارد؛ فقط همین.
شاید همین خصوصیات اخلاقی، تیم شما را نسبت به تیم قلعه‌نویی متفاوت جلوه می‌دهد، درست است؟
باور کنید دوست ندارم وارد آن فضا بشوم. نمی‌خواهم با امیر قلعه‌نویی مقایسه‌ام کنید. این سوال من را به حاشیه می‌برد.
این تیم خواه ناخواه بازمانده تیم سال قبل است. چطور نباید از سال گذشته چیزی گفت؟
من نمی‌دانم مشکل استقلال چیست که خیلی‌ها سعی می‌کنند با سال قبل مقایسه‌اش کنند.
مشکل شما این است که گل نمی‌زنید؛ مشکل شما این است که از آن جذابیت‌های سال گذشته فاصله گرفته‌اید که این شاید به تفکرات شما مربوط می‌شود.
نه، اینطور نیست. شما یادتان رفته ما سال گذشته هم به خصوص در انتهای فصل نتایج خوبی نمی‌گرفتیم. به من بگویید آخر فصل چه نتایج خوبی گرفتیم که حالا باید از آنها یاد کنیم؟ یادتان رفت پس از دربی، استقلال به مشکل خورد. ما به غیر از پیروزی مقابل پیام و ملوان چه کار کردیم. آن روزها هم ما وارد مشکلات شده بودیم.
این پاسخ یعنی اینکه صمد مرفاوی از تیمش راضی است؛ درست است؟
راضی نباشم؟ نباید احساس رضایت کنم؟ استقلال الان 12 امتیازی است و این نتیجه با اوایل فصل قبل هم قابل قیاس نیست. هر چند که من اصلا دوست نداشتم وارد آن فضا شوم چون بعضی‌ها برداشت غلط می‌کنند.
نگران واکنش امیر قلعه‌نویی هستید؟ شما نمی‌خواهید امیر از شما دلگیر شود، درست است؟
‌‌بله، چون امیر دوست من است. من به هیچ‌کس بی‌احترامی نمی‌کنم فقط دوست دارم آرام باشم و کارم را انجام بدهم. هر کسی حرمت دارد و من به هیچ احدی بی‌احترامی نمی‌کنم.
می‌دانید چرا انتقاد به تیم مرفاوی زیاد است؟ به خاطر اینکه صمد خودش یک مهاجم سر و پا انگیزه بود اما تیمش کم گل می‌زند.
‌‌‌من هم موقعیت خراب می‌کردم. من هم در هر بازی گل نمی‌زدم. این حرف‌ها نیست که چون صمد خودش یک مهاجم بوده تیمش هم باید همه ‌تیم‌ها را گلباران کند. همین بازی با سایپا را نگاه کنید. چند تا از موقعیت‌های ما گل نشد. آیا ما در آن بازی بد بازی کردیم؟ پاسخ این سوال یک چیز است؛ نه، استقلال در آن بازی خیلی موقعیت ساخت اما خب،‌ فقط دو موقعیت وارد دروازه شد.
تفکرات دستیاران‌تان چقدر در شما تاثیرگذار است؟
‌‌من با همه دستیارانم تعامل دارم مثل همه مربیان اما خب، حرف اول و آخر را سرمربی می‌زند و باید یک نفر باشد که تصمیم‌ نهایی را بگیرد. به همین دلیل وقتی همه چیز را تجزیه و تحلیل کردم تصمیم نهایی را می‌گیرم.
فکر نمی‌کنید تاکتیک بازی استقلال خیلی به فوتبال نتیجه‌گرای آلمان‌ها نزدیک شده است؟ آیا این حاصل تفکرات اریش روته‌مولر است؟
‌‌تفکر من تفکر فوتبال است. نه، من آلمانی نیستم. من یک ایرانی هستم و تفکرات خودم را دارم اما بگذارید یک چیز را به شما بگویم؛
مگر به فوتبال زیبا امتیاز می‌دهند؟
به هیچ وجه اما یکی از ویژگی‌ها هم می‌تواند باشد، مثل روند خوبی که در خط دفاع شما شکل گرفته است.
آفرین! من هم می‌خواستم همین را بگویم. ما هم دنبال فوتبال زیبا هستیم مثل همین حالا که همه از خط دفاع‌مان تعریف می‌کنند اما برایم امتیاز گرفتن خیلی مهمتر است.
به خاطر همین در تبریز تا حدودی نیمه دوم عقب آمدید؟!
نه من عقب نیامدم. اتفاقاً آنجا هم دنبال پیروزی بودم. اما دیدید که نشد. تعویض‌هایم همگی در راستای پیروزی بود. سیاوش به جای عنایتی آمد و سیدصالحی به جای آرش. آیا شما به این تعویض‌ها می‌گویید دفاعی؟
نه تعویض‌های شما دفاعی نیست اما تفکرات شما می‌تواند دفاعی باشد! مثلاً به سیاوش بگویید در خط هافبک بازی کند یا از آرش بخواهید گوش چپ باشد.
آن شب در ورزشگاه یادگار امام تبریز دنبال پیروزی بودم، اما نشد. می‌خواستم اولین پیروزی بیرون از خانه را رقم بزنیم اما یک لحظه غفلت اجازه نداد. من از بازیکنان تعویضی‌ام خواسته بودم در همه حال فکر گلزنی باشند و دیدید که پس از گل تراکتورسازی موقعیت‌های خوبی نصیب ما شد. اینطور نیست که من از مهاجم تیمم بخواهم دفاع کند.
در تبریز با یک مهاجم بازی کردید این را قبول ندارید؟
پس آرش و فرهاد مجیدی چه کاره بودند؟ آیا آنها مدافعان استقلال هستند؟
نه! اما وقتی کمی عقب‌تر بازی می‌‌کنند این تصور ایجاد می‌شود. در واقع شما این تلقی را شکل می‌دهید!
‌‌همه ما داریم هجومی بازی می‌کنیم. از خط دفاع گرفته تا خط حمله. نمی‌توانیم برای از بین بردن انتقادها با یک دفاع بازی کنیم تا همه فکر کنند استقلال دارد هجومی بازی می‌کند! من دارم آثار یک بازی رو به جلو را در تیم مشاهده می‌کنم اما از آن آدم‌ها نیستم که شلوغش کنم. واقعا نمی‌دانم چرا باید درباره این موضوع توضیح بدهم.
اگر اشتباه نکنم بهترین لحظه‌ای که به شما گذشت موقعی بود که مقابل امیر قلعه‌نویی به پیروزی رسیدید ؟
(قدری مکث) آن بازی را فراموش کردم!
‌‌مثل همین الان، شما پس از آن پیروزی هیچ حرفی نزدید! یک سیاست کاملا مودبانه و سرشار از احترام!
اهل تبلیغ کردن نیستم. این را خودتان می‌دانید. باید خودم را گنده می‌کردم تا بگویند مرفاوی هم هست؟ نه من اهل این کری‌خوانی‌ها نیستم.
اما از مهاجمان‌تان خیلی تبلیغ می‌کنید.
‌‌نه، ‌این کار را هم نکردم اما از آنها دفاع کردم تا بدانید از آنها راضی هستم.
به عنایتی اجازه می‌دهید استقلال را ترک کند؟
‌‌مگر قرار است برود؟
مصاحبه کرده و گفته یکی از مهاجمان باید ترانسفر شود.
تا من نگفتم هیچ کس جایی نمی‌رود. اصلاً این خبرها نیست.
عنایتی می‌گوید ما به خاطر تعویض استرس داریم. به خاطر همین باید خط حمله را خلوت کنیم تا بازیکنانی که در این پست بازی می‌کنند خیال‌شان راحت باشد.
من خودم هم مهاجم بودم اما هیچ وقت استرس نداشتم. هر وقت هم به میدان می‌رفتم تلاش می‌کردم گل بزنم. البته این برای همه بازیکنان وجود دارد. از چارچوب دروازه گرفته تا خط حمله. همه باید زحمت بکشند و خودشان را در ترکیب تیم‌ها ثابت کنند.
فکر نمی‌کنید حرف عنایتی درست است؟
اینکه چه کسی بازی کند و چه کسی بازی نکند به من و دیگر اعضای کادر فنی مربوط می‌شود. من از همه بازیکنان می‌خواهم حتی اگر یک دقیقه در ترکیب تیم قرار گرفتند بروند و برای گلزنی تلاش کنند. من دوست دارم تلاش همه مهاجمان را ببینم حالا اینکه آنها گل نمی‌زنند اشکالی ندارد. برای من تلاش آنها خیلی مهمتر است.
به این ترتیب با همین تعداد مهاجم به کارتان ادامه می‌دهید. این شیوه چالش‌زا نیست؟
بله، قطعاً به همه آنها نیاز دارم...
... راستی این ماجرای حبس کردن بازیکنان چه بود؟
یکی از خبرنگاران با من تماس گرفت و گفت چرا بازیکنان را پس از بازی با تراکتور در رختکن تیم‌تان حبس کرده بودید. من هم جوابش را دادم و گفتم هیچ حبسی در کار نبود و نیروی انتظامی از ما خواسته بود در رختکن بمانیم تا اوضاع بیرون ورزشگاه روبراه شود. بعد این پاسخ تیتر یک مصاحبه شد که همه فکر می‌کردند چه اتفاقی افتاده است.
می‌گفتند چون می‌خواستید با بازیکنان حرف بزنید آنها را حبس کردید؟!
من هیچ وقت در رختکن با بازیکن حرف نمی‌زنم! شاید باور نکنید اما من سعی می‌کنم آن لحظه با بازیکن حرف نزنم و همه حرف‌هایم را در هتل به بازیکنان بگویم. در همه بازی‌ها این رویه را حفظ می‌کنم.
آقای مرفاوی می‌خواهم درباره آینده استقلال از شما بپرسم. وقتی به روزهای پایانی لیگ نگاه می‌کنید چه چیزی را می‌بینید؟
روزهای قشنگ. من به کارم اعتقاد دارم و خیلی امیدوارم.
فصل ششم را یادتان هست؟ آن روزها حس بدی به شما منتقل نمی‌کند؟
3 سال از آن فصل می‌گذرد. خیلی چیزها عوض شده است.
و شما امیدوارتر از آن روزها؟!
(می‌خندد) بله، خیلی امیدوارم.

+نوشته شده در 21 Sep 2009ساعتتوسط پیروز |

 

 

 

 

+نوشته شده در 30 Aug 2009ساعتتوسط پیروز |
بدون شک منصوریان یکی از اسطوره های تاریخ باشگاه استقلال در میان هواداران این تیم است

علیرضا منصوریان در دی ماه 1350 در خیابان بلورسازی در محله ای در جنوب تهران بدنیا آمد.

از همان زمان کودکی به فوتبال علاقه داشت و به همراه دو دوست صمیمی خود (علی اکبریان و رضا شاهرودی) پا به عرصه باشگاهی گذاشت!فوتبال را بصورت رسمی و از سال 1366 در تیم بنیاد شهید تهران آغاز کرد و بعد از 2-3سال بازی در این تیم برای خدمت مقدس سربازی در سال 1370 به تیم فجرسپاه تهران پیوست!

پس از پایان خدمت سربازی و بدلیل درخشش در تیم فجر سپاه،در سال 1372 راهی تیم تازه تأسیس و متمول پارس خودرو شد!

حضور 2ساله علی منصور در پارس خودرو و درخشش او بویژه در دو بازی مرحله گروهی لیگ 73 در مقابل استقلال،زمینه ساز دعوت از او توسط یکی از 2 باشگاه پرطرفدار پایتخت یعنی پیروزی شد!!

این دعوت بنا به درخواست مهدی محمد نبی مدیرعامل پارس خودرو که در ابتدای سال 1374 به عنوان قائم مقام باشگاه پیروزی انتخاب شده بود صورت گرفت.علیرضا به اتفاق دوست دوران نوجوانی خود رضا شاهرودی که 2سال قبل به پرسپولیس پیوسته بود بر سر تمرینات پیروزی حاضر شد ولی مورد توجه سرمربی وقت این تیم(یورگن گده)قرار نگرفت!!

علیرضا ناامید از این اتفاق بود و به گفته خودش(در مصاحبه ای که چند وقت پیش در یکی از برنامه های سیما داشت)قصد عزیمت به ژاپن برای کار کردن را داشت که تلفن منزلشان زنگ می خورد!فرد مورد نظر خودش را امیر قلعه نوعی کاپیتان وقت استقلال معرفی می کند! علیرضا ابتدا این موضوع را یک شوخی بچه گونه از طرف بچه محلی هایش می دانست و خیلی تلفن را جدی نگرفت ولی لحن محکم طرف پشت تلفن نشان می داد این همان امیر قلعه نوعی کاپیتان پرآوازه و ملی پوش استقلال هست.قرار ملاقات گذاشته شد و قرار شد علیرضا منصوریان که بسیار از این اتفاق ذوق زده شده بود و در واقع آن را باور نمی کرد به همراه امیر(که حالا دیگه به شخصیت محبوب منصوریان تبدیل شده بود)به کارخانه یخ سازی نصرالله عبداللهی(سرمربی وقت استقلال)بروند تا او علیرضا را تأئید کند!

بعد از قرار ملاقات در کارخانه،قرار شد منصوریان در تست فنی تیم شرکت کند تا بتواند در صورت قبولی با استقلال قرارداد ببندد.

در تست فنی ،علیرضای پرانگیزه که این فرصت را بزرگترین شانس زندگیش می دانست چنان عالی ظاهر شد که در همان ملاقات اول نصرالله عبداللهی به اولیائی(مدیرعامل وقت)گفت:که سریعا" با این پسر قرارداد ببندید!!


قرارداد بسته شد و علیرضا پا به تیم محبوب دوران کودکی خود( به گفته خودش) گذاشت ( اگر چه که برادرش محمدرضا که پرسپولیسی است می گوید:علیرضا در بچگی همچون او پرسپولیسی بوده است!!).


آن سال به سختی برای استقلال شروع شد ولی این سختی از طرفی برای آبدیده شدن و حس مسئولیت پذیری علی منصور خوب بود!


بدلیل حوادث بازی گذشته داربی،2عنصر مهم خط میانی استقلال (قلعه نوعی و فکری جویباری)محروم بودند و این وظیفه منصوریان را بیشتر می کرد اما علی منصور در همان بازی اول با برق نشان داد یک خرید متفاوت نسبت به دیگر خریدهای استقلال است.


بعد از بازی با برق و شکست استقلال آنهم در تهران،نصرالله عبداللهی استعفا داد و این اوضاع آشفته استقلال رو آشفته تر می کرد! در این میان بازی با کشاورز که یکی از بهترین تیمهای لیگ بود فرا رسید! بازی ای که می شود آن را تولد علیرضا منصوریان در فوتبال ایران دانست!


بازی بی نقص او در مرکز خط میانی و در مصاف با کریم باقری هافبک ملی پوش کشاورز و زدن یک گل زیبا از فاصله 30متری او را به فوتبال ایران شناساند!


بعد از این بازی اسم او بر سر زبانها افتاد و پوسترهای قد و نیم قد او بود که بر روی جلد روزنامه ها می رفت!بعد از این بازی،او به لیدر استقلال در میانه میدان تبدیل شد و حتی در ادامه لیگ بازگشت امیر قلعه نوعی کاپیتان ملی پوش و سرشناس استقلال و آمدن بهروز پرورشخواه سرشناس نیز نتوانست بازی منصوریان را در سایه قرار دهد!


در فاصله بعد از بازی با کشاورز تا بازی با شموشک که هفته بعد بود،مرد پرافتخار سرمربیگری استقلال یعنی منصور پورحیدری بعد از 4فصل به همراه یار همیشگیش پرویز مظلومی به استقلال بازگشت.با آمدن پورحیدری،بازیهای درخشان و گلهای زیبای علیرضا منصوریان یکی یکی از راه می رسیدند و حضور او با بازگشت امیر قلعه نوعی و اضافه شدن بهروز پرورش خواه ،یک خط میانی رعب آور را برای استقلال بوجود آورده بود!


در اواسط نیم فصل اول لیگ بود که همه او را بهترین بازیکن لیگ می دانستند و بدین ترتیب او از سوی مجید جلالی به تیم ملی ارتش ایران برای شرکت در مسابقات ارتشهای جهان دعوت شد.


درخشش او و دیگر بازیکنان تیم ملی ارتش از قبیل کریم باقری،مهدی پاشازاده،علی دائی،حمید مطهری ،مهرداد میناوند و هاشم حیدری زمینه نائب قهرمانی تیم ملی ارتش ایران را در مسابقات ارتشهای جهان رقم زد و این نخستین افتخار دوران بازیگری او بود...

در بازگشت به لیگ درخشش او ادامه داشت تا هفته پانزدهم...در هفته 15 بود که استثنائی ترین گل تاریخ فوتبال ایران(تا آن موقع) به ثمر رسید!


بازی استقلال و پاس بود که هجوم استقلال به سمت دروازه پاس با دفع توپ سیدهادی طباطبائی دروازه بان پاس همراه شد.این توپ در فاصله 40متری دروازه و در حالیکه هنوز به زمین نرسیده بود به منصوریان رسید و او در حالیکه نمی خواست این فرصت را از دست بدهد بی درنگ به توپ ضربه زد و توپ در میان حیرت همه حاضرین به درون چهارچوب طباطبائی رفت!
بقدری این گل زیبا بود که حتی سیدهادی طباطبائی هم به پاس زیبائی این گل برای منصوریان دست زد!


درخشش منصوریان باعث شد که استقلال کم ستاره عنوان سومی لیگ را تصاحب کرده و در جام حذفی نیز راهی فینال شود.


ولی لیگ 74 یک حادثه تلخ نیز برای او در پی داشت که به بازی دور برگشت با آرارات برمی گشت!


در این بازی علیرضا در کنار نقطه کرنر یک خطای بی مورد روی سامسون پطروسیان مدافع نفوذ کرده آرارات انجام داد.این خطا سبب اخطار گرفتن او شد!


با گرفتن این اخطار، منصوریان که به خوش اخلاقی معروف بود از خود بیخود شده و به سمت داور بازی رفت.حتی قلعه نوعی و بزیک(بازیکن آرارات)هم نتوانستند او را آرام کنند! البته این خشم او بی دلیل نبود! بله او بازی حساس داربی را در دور برگشت از دست داده بود.


به هر حال لیگ 74 با تمامی حوادثش برای او پایان یافت و در اواخر سال 74 بود که او شاهد 2 اتفاق مهم در زندگیش شد!


اولین اتفاق،انتخاب او به عنوان مرد سال فوتبال ایران بود و اتفاق دیگر که برای او خوشحال کننده تر بود به دعوت او به تیم ملی برمی گشت و جالب اینکه یک پیراهن معروف به او رسید!


پیراهن شماره هفت که بر تن بزرگانی مانند علی جباری،علی پروین،مجید نامجو مطلق و...بود به علی منصور رسید و این اهمیت علیرضا منصوریان در آن زمان را می رساند , ولی او بدلیل مصدومیت اغلب بازیهای دوستانه تیم ملی را از دست داد و تنها برای مرحله مقدماتی جام ملتهای آسیا آماده شد!


در بازیهای دور رفت او معمولا" بخاطر همان مصدومیت نیمکت نشین بود ولی در بازی اول دور برگشت و در مقابل سریلانکا او وارد ترکیب ثابت تیم ملی شد و جالب اینکه اولین گل ملی او نیز در همین بازی به ثمر رسید و نکته جالب تر اینکه این گل با پاس زیبای کاپیتان آن روز تیم ملی و دوست صمیمی او (امیر قلعه نوعی) به ثمر رسید!


از این بازی بود که علی منصور جای ثابت خود را در ترکیب تیم ملی باز کرد , هر چند که هیچ گاه آن درخشش استقلال را در تیم ملی نداشت!


قبل از شروع لیگ 75 و در تقسیم پیراهنها، پیراهن شماره 10استقلال که بر تن ایمان عالمی سفر کرده به تایلند بود به او رسید و او دیگر بواقع به ستاره اول استقلال تبدیل شد!


بازیهای زیبای او در لیگ 75هم ادامه یافت.ولی حواس مسئولان استقلال در همان آغاز این لیگ به 2 بازی حساس دوخته شده بود! این دو بازی،بازی با برق در فینال جام حذفی بود که از فصل قبل باقی مانده بود.


در بازی رفت فینال،علیرضا مثل همیشه یکی از موثرترین بازیکنان استقلال بود و موفق شد که گل سوم استقلال را نیز وارد دروازه برق کند.استقلال 3-1برق را در شیراز برد و آماده گرفتن جام در تهران و در بازی ای شد که یک هفته بعد برگزار می شد.


در بازی برگشت یک اتفاق جالب افتاد. در حالیکه استقلال با 2گل امیر قلعه نوعی بازی را برده بود در دقیقه 88 و بدنبال اخراج بهزاد غلامپور و از آنجا که استقلال هر 3 تعویضش را نیز انجام داده بود،علیرضا منصوریان برای دقایقی درون دروازه رفت!


بدین ترتیب استقلال با درخشش منصوریان و سایر بازیکنان،نماینده دوم ایران این بار در جام در جام باشگاههای آسیا بود.


درخشش علیرضا در لیگ ادامه داشت تا بازی با نوف باخور( نوبهار) در مرحله اول جام در جام باشگاههای آسیا فرا رسید!


استقلال در تاشکند بازی را با 4گل واگذار کرد و در عوض این 4گل فقط یکبار توسط عبدالصمد مرفاوی موفق به باز کردن دروازه تیم ازبکی شد.بازی برگشت یک هفته بعد در تهران برگزار می شد و استقلال در تهران به نتیجه 3-0 یا بیشتر برای صعود به مرحله بعد احتیاج داشت!


استادیوم آزادی کیپ تا کیپ پر از استقلالی و البته پرسپولیسیهایی بود که از آنجا که هواداران استقلال در بازی پرسپولیس در برابر آلیما به حمایت تیم متبوع آنها آمده بودند , به هواخواهی استقلال به آزادی رفته بودند.

.

بازی با حملات پردامنه استقلال آغاز شد و در همان نیم ساعت نخست،پنالتی صادق ورمزیار (که یکی از بیادماندنی ترین بازیهایش را به نمایش گذاشت)و ضربه سر عبدالصمد مرفاوی حساب کار را 2-0 کرد!!بنابر این استقلال فقط به یک گل دیگر احتیاج داشت ولی هر چی می زد به در بسته می خورد تا دقیقه 80!


در این دقیقه نفوذ ورمزیار به درون محوطه جریمه با خطای مدافعان ازبک همراه بود.خود ورمزیار پشت توپ ایستاد ولی ضربه بد او را دروازه بان ازبک با پا دفع کرد اما در برگشت این علیرضا منصوریان بود که مثل پلنگ به توپ رسید و تیر خلاص را شلیک کرد و با زدن گل سوم ،استادیوم را منفجر کرد!


بدین ترتیب،منصوریان از سوی هواداران و روزنامه ها فرشته نجات استقلال لقب گرفت! ولی این مسابقه زیاد برای استقلال آمد نداشت , چون بعد از این بازی سیر نزولی این تیم شروع شد!
در مهرماه این سیر نزولی سرانجام تبدیل به تحولات بسیاری شد!


بازی نیمه نهائی با الهلال و در حضور 70هزار تماشاگر متعصب سعودی در ریاض بود.بازی با حملات الهلال و مقاومت استقلال در وقتهای قانونی و اضافی 0-0 شد و ضیافت پنالتی ها برنده بازی را تعیین می کرد!


ولی در ضربات پنالتی بخت یار استقلال نبود و هرچند علیرضا ضربه پنجم را وارد دروازه کرد ولی استقلال با شکست 6-5در ضربات پنالتی از راهیابی به فینال مسابقات بازماند!


بعد از این مسابقات،علیرضا به عنوان تک نماینده استقلال به اردوی تیم ملی رفت تا مهیای حضور در جام ملتهائی شود که یک ماه بعد برگزار می شد.


بنابر این در بازی آخر مرحله مقدماتی در مقابل عربستان آن مثلث معروف خط میانی متشکل از باقری ،استیلی و منصوریان و زوج طلایی عزیزی-دائی شکل گرفت.


پدید آمدن این تغییرات سبب بازیهای زیبای آن تیم و بردهای پرگل در مقابل عربستان(در دور مقدماتی)و کره جنوبی در مرحله 4/1نهائی شد.ماحصل این تغییرات،کسب عنوان سوم جام ملتهای آسیا بود.


عنوانی که فوتبال مرده ایران را بعد از قهرمانی سال 90 مجددا" به سطح اول آسیا برگرداند.


در بازگشت به استقلال ولی دیگر منصوریان آن بازیکن سابق نبود!


تغییرات فنی استقلال که بعضا" مورد قبول منصوریان نبود و نتایج ضعیف این تیم باعث شد که منصوریان نیز آن درخشش سابق را نداشته باشد!


منصوریان و بسیاری دیگر از بازیکنان همچنان هواخواه پورحیدری بودند و این امر برای حجازی قابل تحمل نبود اما حکایت بازی با ماشین سازی دیدنی بود!


بازی با ماشین سازی برای منصوریان در طول 2سال حضورش مثل بازی با آرارات یک تراژدی بود!
در حالیکه استقلال با درخشش علیرضا اکبرپور مهاجم ماشین سازی،تا دقیقه 90 با حساب 2-1به ماشین سازی باخته بود بدنبال خطای مدافعان ماشین سازی در دقیقه 90،استقلال صاحب یک ضربه پنالتی شد.به دستور حجازی،منصوریان پشت توپ ایستاد ولی در کمال ناباوری ضربه اش با اختلاف بسیاری به اوت رفت!


این ضربه از نظر حجازی همیشه بدبین،عمدی بود , بطوریکه زمینه خشم او را برانگیخت و منصوریان آماج تهمتهای او قرار گرفت.


منصوریان که طاقت چنین چیزی را نداشت بی درنگ به اولین پیشنهادخارجیش که از سوی بالیستر سنگاپور بود جواب مثبت داد و برای اولین بار طعم زندگی در غربت را چشید!


در سنگاپور دوباره او تبدیل به همان مرد انرژیک خط میانی شد.مردم سنگاپور نیز که از استقلال و منصوریان شناخت داشتند به بالیستر بدلیل رنگ آبی پیراهنش،استقلال سنگاپور می گفتند!


بعد از بازگشت از سنگاپور در اولین بازی به همراه استقلال او و یارانش باید با تیم چغر سیمان سپاهان اصفهان که در سال گذشته بهترین تیم شهرستانی لیگ شده بود مصاف می دادند!

در حالیکه بازی سختی برای استقلال پیش بینی می شد،در دقیقه 14 و روی سانتر دیدنی منصوریان و ضربه سر فرهاد مجیدی استقلال به گل اول رسید!


این نتیجه تا پایان نیمه اول پابرجا ماند.در شروع نیمه دوم اصفهانیها از روی یک ضربه کرنر به گل رسیدند و این سبب مشغولیت فکری هوادارن استقلال شد, تا دقیقه 68.


در این دقیقه پاس عرض اکبرپور درون قوس محوطه جریمه به منصوریان رسید. او در حالیکه پشت به دروازه داشت به ناگاه چرخید و با یک شلیک دیدنی پای چپ زاویه راست آرمناک پطروسیان سنگربان بسیار آماده ارمنی سپاهان را فرو ریخت.


استقلال بازی را 2-1 برد و منصوریان مرد اول بازی لقب گرفت!


صدرنشینی او به همراه استقلال در لیگ تا پایان سال 1376 ادامه داشت تا اینکه در پایان سال،کلیه بازیهای تیمهائی که بیش از 3ملی پوش داشتند(از جمله استقلال)تعطیل شد تا تیم ملی اردوی خود را برای جام جهانی شروع کند.اردوها شروع و نهایتا" علیرضا به عنوان یکی از 22مسافر جام جهانی انتخاب شد, اما در مسابقات جام جهانی او مثل اواخر مرحله مقدماتی، یک ذخیره نشین بود ولی در معدود حضورهای خود بازیهای خوبی به نمایش گذاشت و حرکت ماندگارش بعد از برد در مقابل آمریکا هنوز یکی از بخشهای تیتراژ برنامه قدیمی ورزش و مردم است!


پس از مسابقات جام جهانی،مسابقات باقی مانده لیگ از سر گرفته شد و علیرضا منصوریان هم در ترکیب استقلال شروعی دوباره داشت.


نهایتا" لیگ 1376 با قهرمانی استقلال و منصوریان پایان یافت.بدین ترتیب استقلال و پاس به عنوان قهرمان و نائب قهرمان لیگ،نمایندگان ایران در مسابقات جام باشگاهها و جام در جام آسیا شدند.


در مرداد ماه لیگ 1377 آغاز و علی منصور که دیگر به اوج پختگی رسیده بود به همراه استقلال بازیهای ابتدائی لیگ را به منظور آمادگی برای جام باشگاههای آسیا آغاز کردند.


در اولین گام از جام باشگاههای آسیا،استقلال به مصاف الجویه عراق رفت.


بازی رفت 1-1به پایان رسیده بود و استقلال در بازی برگشت فقط نیاز به گل نخوردن داشت, ولی استقلال در بازی برگشت 2-0 تیم عراقی را برد و منصوریان نیز یکی از بهترین بازیهایش را در میان 100هزار پرچم آبی انجام داد و اگر بدشانس نبود می توانست یکی از گلزنان آبی باشد اما شلیک سهمگین او را فقط تیر دروازه برگرداند اما خوشبختی او و استقلال در این فصل کوتاه بود تا اینکه...


در جریان داربی رفت، استقلال نیمه اول را باخت و منصوریان نیز یک نیمه بد را پشت سر گذاشت!


گویا در رختکن و بین 2 نیمه یک جدال لفظی میان او و قلعه نوعی با ناصر و آتیلا حجازی صورت می پذیرد.در نتیجه منصوریان میان 2 نیمه با سیروس دین محمدی تعویض می شود .استقلال با تصمیمات اشتباه حجازی بازی را واگذار کرد(در حالیکه خوشبین ترین هوادار پرسپولیس هم به پیروزی در مقابل این استقلال پرستاره فکر نمی کرد)و همین تعویض و بدنبال آن شکست سبب جدائی او و قلعه نوعی از استقلال شد.


بعد از این بازی قلعه نوعی به دستور حجازی از استقلال اخراج و حاجیلو به عنوان دستیار حجازی جای او را گرفت و منصوریان هم به پیشنهاد تیم نه چندان مطرح اسکودا زانتی جواب مثبت داده و راهی یونان شد!

در عزیمت به یونان او تولدی دوباره داشت و اینبار در ترکیب تیم یونانی درخشید.این درخشش و گلزنی در مقابل تیم معروف المپیاکوس،سبب شد تا در فصل بعد تیم معروف آپولون او را استخدام کند.بازیهای زیبا او در آپولون از چشمان مربیان سن پائولی دور نماند و او در فصل 2000-2001 راهی سن پائولی از دسته دوم بوندسلیگا شد!


حضور او در دسته دوم به همراه ستاره سن پائولی توماس مگلی سبب شد تا سن پائولی بعد از سالها راهی دسته اول بوندسلیگا در فصل 2001-2002 شود!


یک فصل حضور در بوندسلیگا و در حالیکه بیشتر مواقع ذخیره توماس مگلی بود سبب شد تا علیرضا منصوریان تصمیم به بازگشت به ایران و تیم محبوب همیشگیش استقلال را بگیرد!
بنابر این او در فصل 1381 و در حالیکه 30سال سن داشت به درخواست امیر قلعه نوعی دوست قدیمیش دوباره به استقلال بازگشت!


استقلال در اولین دوره لیگ برتر در میان ناباوری مقام قهرمانی را در هفته آخر واگذار کرده بود ولی در جام حذفی جبران کرده و با امیر قلعه نوعی قهرمان جام حذفی و نماینده دوم ایران در لیگ تازه تأسیس قهرمانان آسیا شده بود!


ترکیب کادر فنی استقلال در فصل جدید،حضور رولاند کخ به عنوان سرمربی و در کنار او ابراهیم طالبی،امیر قلعه نوعی و ولی الله صالح نیا بود ولی اختلافات شروع فصل بین کخ و طالبی با قلعه نوعی سبب جدائی قلعه نوعی شد.


منصوریان و سیدعباسی هم در این میان به جدائی قلعه نوعی اعتراض کردند...طالبی و فتح الله زاده نیز که می دانستند منصوریان بدین خاطر دلخور است کاری کردند که او از چشم کخ افتاد و در استقلال به نیمکت نشین تبدیل شد و سیدعباسی نیز بصورت قرضی به صنعت نفت تبعید شد!


آن فصل برای استقلال سراسر ناکامی بود و برای منصوریان هم جزء نیمکت نشینی در بیشتر فصل حاصل دیگری نداشت!


در آخر کخ اخراج شد و در حالیکه به عقیده بعضی ها ردپای منصوریان،پاشازاده و زرینچه در این امر به چشم می خورد.


بعد از کخ،زرینچه و پورحیدری سرمربی استقلال شدند ولی این تغییرات نیز برای منصوریان فرقی نداشت و در وضعیت او تفاوتی ایجاد نکرد!


در اواخر این لیگ ،استقلال بناگاه دچار تحولات مدیریتی شد و فتح الله زاده پس از 7سال جای خود را به قریب داد تا فصل 82 فرا رسید!


در این فصل دوست معنوی او یعنی قلعه نوعی به استقلال بازگشت و در میان پالایش اکثر بازیکنان استقلال،منصوریان را به عنوان یک بزرگتر که بازیکنان از او حرف شنوی داشتند در استقلال نگه داشت!


این فصل نسبتا" موفقی برای استقلال و منصوریان بود و او دوباره بعضی از چشمه های زیبای فوتبالیش را در این سال نشان داد و با اینکه هم در لیگ و هم در جام حذفی در آخرین لحظات ناکام بود ولی بازیهای بیاد ماندنی این تیم(بخصوص در داربی)در اذهان باقی ماند!


لیگ 83 و 84 هم برای منصوریان به همین صورت گذشت و در لیگ 84 او و قلعه نوعی توانستند برای اولین بار به همراه استقلال مقام قهرمانی لیگ برتر را کسب کنند.


این قهرمانی برای استقلال چندان خوش یمن نبود!قطع همکاری وزارت رفاه با این باشگاه،سرمربیگری امیر قلعه نوعی در تیم ملی و جدا شدن مدیر موفقی مثل قریب باعث شد استقلال با وضعیتی نگران کننده(از حیث مدیریتی)لیگ 85 را شروع کند!


با این حال،استقلال با هدایت مرفاوی و کمکهای قلعه نوعی از بیرون و منصوریان در زمین و با تمام مشکلات ریز و درشت مدیریتی و حذف از آسیا بدلیل ارسال دیر هنگام اسامی که برای اولین بار سبب اختلاف قلعه نوعی و منصوریان شد , تا 4هفته مانده به پایان با 2امتیاز اختلاف نسبت به سایپا صدرنشین بود...


...ولی حوادثی که در اردیبهشت ماه اتفاق افتاد سبب شد که زندگی ورزشی علیرضا منصوریان دستخوش حوادثی شود!


در این ماه فتح الله زاده به عنوان سرپرست موقت به استقلال بازگشت و این بازگشت که طبق همیشه با هیاهو و حواشی فتح الله زاده همراه بود کمترین ضررش از دست رفتن قهرمانی لیگ در فاصله 4هفته به پایان بود .بدین ترتیب قلعه نوعی از استقلال دور شد و مرفاوی محترمانه برکنار شد!


تیم استقلال بعد از لیگ دوباره باید بازسازی می شد ولی فتح الله زاده در اقدامی عجیب حجازی را بعد از چندین سال خانه نشینی و در میان مخالفت بسیاری برای اینکار انتخاب کرد!
در حالی که بدلیل مسائل گذشته به نظر می رسید منصوریان و مرفاوی جزء رفتنی ها باشند،با نظر هیئت مدیره و موافقت حجازی در تیم ماندگار شدند،ولی از همان اول پیدا بود این تیم با این وضع ناهمگون از صدر تا ذیل به جائی نمی رسد!



زمزمه ها شروع شده بود و آن چه نباید برای فتح الله زاده و منصوریان اتفاق بیفتد،اتفاق افتاد!


قلعه نوعی سرمربی استقلال شد تا دوران مدیریت فتح الله زاده و بازیگری منصوریان عملا" در آستانه تهدید باشد!


بعد از این انتخاب منصوریان در مصاحبه ای عجیب اعلام کرد در پایان جام حذفی از فوتبال خداحافظی می کند...


همه تقریبا" حدس می زدند که علت این تصمیم چه می تواند باشد؟!


سرانجام روز موعود فرا رسید.استقلال با قلعه نوعی قهرمان جام حذفی شد ولی این قهرمانی علاوه بر اشک شادی،سبب اشک غم استقلالیها نیز شد!


بله علیرضا منصوریان بعد از 9فصل بازی برای استقلال تصمیم گرفته بود کفش ها را آویزان کند!
شاید که نه حتما"اگر قلعه نوعی باز نمی گشت منصوریان همچنان به بازی برای استقلال ادامه می داد , ولی دست سرنوشت چنین چیزی را در طالع او نوشته بود.پس از کناره گیری،با حکم فتح الله زاده،منصوریان به عنوان مدیر آکادمی جانشین حسن روشن شد که در حال حاضر نیز به همین عنوان فعالیت می کند و تیمهای او در هر 4رده قهرمان تهران هستند!


او در طول دوران بازیگریش،در سطح اول فوتبال ایران موفق به زدن 24 گل برای استقلال و 7 گل برای تیم ملی شد.




__________________

استقـــــلال تـــــــــاج آســــــــیا

استقلال قهرمان آسیا 1990



  پاسخ با نقل قول
 
+نوشته شده در 30 Aug 2009ساعتتوسط پیروز |
كمي تاريخي
 

استقلال یكی از تیمهای پایتخت است . در ایران هواداران زیادی بازیهای این تیم را دنبال می كنند واز پرافتخارترین تیم های آسیاست .

تاریخچه باشگاه

باشگاه دوچرخه سواران درچهارم مهر سال 1323  در خیابان فردوسی تهران پایه ریزی شد. بنیانگذاران این باشگاه چند جوان نظامی و دانشجوی دوچرخه سواری بودند.

این باشگاه در ابتدا فقط به ورزش دوچرخه سواری اختصاص داشت، اما با گذشت زمان سایر رشته های ورزشی از جمله فوتبال در این باشگاه شروع به فعالیت كردند.

دوچرخه سواران از بازیكنان معروفی چون علی دانایی فر تشكیل شد و این تیم از همان ابتدا پیراهن آبی را برای خود برگزید، این تیم به تدریج قدرت خود را به نمایش گذاشت و رقیبان اصلی آن روز دوچرخه سواران، دارایی، سرباز و شاهین بودند كه پیش از تشكیل دوچرخه سواران، رقابت باشگاهی در انحصار این سه تیم بود.

دوچرخه سواران در سال 1328 به نام( تاج) تغییر نام داد كه موسس آن سپهبد پرویز خسروانی و مدیر باشگاه ، سروان پرویز شیخوان و اولین مربی خارجی تیم نیز رایكوف از یوگسلاوی بود.

آدرس باشگاه تاج: تهران، پارك امین الدوله

نوع لباس تاج: پیراهن آبی با آستین سفید، شورت ورزشی سفید، جوراب سفید با برگشت آبی .

تیم تاج تا بهمن ماه 1357 كه انقلاب به پیروزی رسید ، یعنی در مدت 30 سال به عنوان یكی از تیم های طراز اول ایران و آسیا شناخته شد.

پس از پیروزی انقلاب ، نام تیم( تاج) به ( استقلال) تغییر كرد.

اولین دیدار رسمی تیم دوچرخه سواران در 15 اسفند 1328 برابر شاهین و در حضور بیش از 20 هزار تماشاگر در ورزشگاه امجدیه( شیرودی) برگزار شد كه در آن تیم دوچرخه سواران اولین گل و اولین پیروزی رسمی خود را به دست آورد .

گل تیم دوچرخه سواران به این شكل بود: توپی كه توسط بیوك جدیكار، از روی نقطه كرنر بر روی دروازه شاهین فرستاده شد، وارد دروازه این تیم شد تا دوچرخه سواران اولین بازی رسمی خود را با پیروزی 1-0 پشت سر بگذارند.

اولین مربی تیم دوچرخه سواران مرحوم علی دانایی فرد بود، تیم فوتبال( تور) توسط وی تشكیل شده بود و همه بازیكنان آن تیم شاگردان وی بودند . پس از اینكه این تیم، توانست تیم قدرتمند كارگران آبادان را شكست دهد ، مورد توجه باشگاه دوچرخه سواران قرار گرفت و قرار شد از آن پس تیم تور با نام دوچرخه سواران وزیر نظر باشگاه دوچرخه سواران در مسابقات شركت كند .

اولین سفر خارجی تیم تاج در سال 1329 به كشور افغانستان بود كه این تیم توانست در یك بازی دوستانه تیم ملی افغانستان را 3-2 شكست دهد.

از نكات بسیار جالب در این سفر، خوابیدن نوبتی بازیكنان بر روی سقف اتوبوس بود، كه ( هشیار نژاد) بازیكن تاج از روی سقف اتوبوس به زمین افتاد ، اما بعد از 20 كیلومتر كه نوبت به تغییر خواب بازیكنان بر روی سقف اتوبوس شد، بازیكنان و راننده متوجه این اتفاق شدند. آنها در بازگشت این بازیكن را سالم در كنار جاده در حالی كه به خواب رفته بود ، دیدند . خاطره دیگر در این مسافرت، خرابی اتوبوس تیم تاج در دشت( دل آرام) افغانستان وگرسنگی بازیكنان این تیم دراولین سفر خارجیشان بود.

عناوین و افتخارات استقلال

دهه 20 بین سالهای 1324-1329 : تیم دوچرخه سواران در اولین حضور رسمی خود در سال 1325 دو عنوان نایب قهرمانی مسابقات باشگاه ها و جام حذفی تهران را كسب كرد، قهرمانی در جام حذفی تهران در سال 1328 اولین صدرنشینی این تیم بود. تیم تاج در سال 1328 به مقام قهرمانی باشگاه های تهران دست یافت، از آن زمان این تیم به دلیل حضور تعدادی از نظامیان در آن، بیشترمورد توجه قرار گرفت.

دهه 30 بین سالهای 1330-1339 : در این دهه تاج پس از كسب عناوین مختلف قهرمانی و نایب قهرمانی و توجه دلسوزانه مرحوم علی دانایی فر جایگاهی ویژه در دل مردم باز كرد.

تیم تاج در اوایل دهه 30 به تاسیس باشگاه هایی در شهرهای مختلف كشور و خارج از كشور اقدام كرد و تیم هایی چون: تورج افسر، دیهیم ، كوروش و اتم را تشكیل دادند.

بازیكنان برتر این دوره عبارت بودند از: بیوك جدیكار، محمد رنجبر، پرویز كوزه كنانی، برادران بیاتی، نادر افشار، ایرج كامبیز جمالی و عارف قلی زاده.

تاج در این دوره، بازیهای دوستانه ای با تیم های برزیلی، تركیه ای، عراقی، مجارستانی، ارمنستانی و كاستاریكایی انجام داد.

دهه 40 بین سالهای 1340-1349: دیدارهای دوستانه با تیم های خارجی از جمله راپیدوین اتریش، توربیدو مسكو، اسپارتاك چك، دوسلدورف آلمان، كریستال پرو و تیم های دیگری از كشورهای برزیل ، تركیه ، سویس، آذربایجان، سوئد و... تیم تاج را به تیمی مطرح و با تجربه تبدیل كرد.

كسب قهرمانی دو دوره متوالی در سالهای 1340-1341، قهرمانی در جام معتبر( میلز) هندوستان در سال های 1348 و قهرمانی در باشگاه های ایران، پیروزی 2-1 تاج برابر تیم بسیار قدرتمند هاپوئل تلاویو( هایفا) رژیم صهیونیستی ، 1349 در امجدیه و قهرمانی در جام باشگاه آسیا در سال 1349 ، از افتخارات تاج در این دوره است.

بازیكنان معروف تاج دراین دوره عبارت بودند از: ناصر حجازی، پرویز قلیچ خانی، علی جباری، فرامرز ظلی، جلال طالبی، كارو حق وردیان، اكبر كارگر جم، جواد قراب، غلامحسین مظلومی، عزت جان ملكی، ایرج دانایی فرد، منصور رشیدی، حسین فرزامی ، منصور پور حیدری  و نصرالله عبداللهی .

در این دهه رایكوف از یوگسلاوی وارد فوتبال ایران و سرمربی تاج شد و در این دهه تاج حریف جدیدی به نام پرسپولیس پیدا كرد.

دهه 50 بین سالهای 1350-1359: كسب عنوان سومی در جام باشگاه های آسیا ، فتح چهار جام باشگاه های تهران طی سالهای 50-51-52 و مقام سومی در جام باشگاه های ایران در سال 51، نایب قهرمانی در سال 52 و قهرمانی در سال 53 در جام تخت جمشید، چهارمی در سال 54 در جام تخت جمشید، قهرمانی در جام حذفی ایران از افتخارات تاج( استقلال) محسوب می شود.

بازیكنان معروف این دهه عبارت بودند از: برادران مظلومی ، ناصر حجازی، مسعود معینی، عادل خانی، حجت الله خاكسار تهرانی، آندرانیك اسكندریان، اصغر حاجیلو، علی جباری، هادی نراقی، ایرج دانایی فر، بهتاش فریبا ، حسن نظری، و حسن روشن .

لازم به ذكر است كه از بازیكنان تیم استقلال در جام جهانی 1978 آرژانتین 9 بازیكن به میدان رفتند كه ایرج دانایی فرد و حسن روشن به ترتیب برابر اسكاتلند و پرو برای تیم ملی ایران گلزنی كردند، تنها گلزنان ایران در این جام جهانی از تاج بودند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نام تاج  به استقلال تغییر كرد و به علت انقلاب و جنگ تحمیلی عراق ، فوتبال ایران در اواخر این دهه انجام نشد. ناصر حجازی در این دهه بهترین دروازه بان ایران و آسیا شناخته شد و در سال 2003 نیز كه بهترین دروازه بانان قرن هر قاره ای را انتخاب كردند، ناصر حجازی پس از محمدالدعایه تنها با سه رتبه اختلاف با این دروازه بان در مكان دوم آسیا و42 درجهان شناخته شد .

دراین دوره تیم منچستر یونایتد انگلیس كه یكی از قویترین تیمهای اروپا و جهان محسوب می شد ، تلاش بسیار زیادی برای به خدمت گرفتن ناصر حجازی انجام داد، اما فوتبال ایران در آنزمان این اجازه را به بازیكنان نمی داد كه در تیم های خارج از ایران شركت كنند، ناصر حجازی پس از چند جلسه تمرین كه با تیم منچستر داشت بالاجبار به تیم استقلا ل بازگشت.

حسن روشن مهاجم تیزپای فوتبال استقلال(تاج) نیز به عنوان بهترین مهاجم تاریخ فوتبال ایران و آسیا شناخته شد، وی پس از انقلاب در حالی كه هنوز جوان و آینده بسیار درخشانی داشت ، ایران را ترك و فوتبال را درآمریكا ادامه داد و پس از چندی مربیگری  را انتخاب كرد.

دهه 60 بین سالهای 1360-1369: دوقهرمانی و دو نایب قهرمانی درباشگاه های تهران، كسب جام قهرمانی ( میلز بوردلو) هندوستان، فتح تنها جام سراسری باشگاه های ایران تحت عنوان لیگ قدس، در این دوره نیز به علت جنگ تحمیلی با عراق رقابتهای سراسری باشگاه های ایران انجام نشد.

استقلال با نفراتی چون: محمدرضا شكورزاده، مجید نامجو مطلق، امیرقلعه نویی، جواد زرینچه ، صادق ورمزیار، برادران بیانی، صمد مرفاوی كه رهبری آنان را منصور پورحیدری بر عهده داشت ، قهرمان لیگ قدس شد.

دراین دهه بازیكنانی چون احمدرضا عابدزاده، عباس سرخاب، بابازاده، عبدالعلی چنگیز و مهدی فنونی زاده به استقلال پیوستند و در سال 1369 تیم ملی ایران كه اكثریت آن را استقلالی ها تشكیل می دادند به مقام قهرمانی بازی های آسیایی پكن( چین) دست یافتند.

دهه 70 بین سالهای 1370-1379: قهرمانی جام باشگاه های آسیا با مربیگری منصور پورحیدری در سال 1370، نایب قهرمانی جام باشگاه های آسیا در سال 1371، مقام چهارمی جام در جام آسیا در سال 1375، نایب قهرمانی استقلال در جام باشگاه های آسیا با مربیگری ناصرحجازی ، درسال 1379 استقلال 2-1 در تهران مغلوب جوبیلو ایواتا از ژاپن شد، یك قهرمانی و چهارنایب قهرمانی در لیگ آزادگان، دو قهرمانی در جام حذفی ایران، یك قهرمانی در جام باشگاه های تهران و دو قهرمانی در جام های بین المللی قطر و تركمنستان از عناوین و افتخارات استقلال محسوب می شود.

دراواسط این دهه تغییراتی درسطح باشگاه استقلال انجام شد واولیایی مدیرعامل باشگاه جای خود را به علی فتح الله زاده داد.

بازیكنان معروف استقلال دراین دهه عبارت بودند از: علیرضا منصوریان، مهدی پاشازاده، جواد زرینچه، سیروس دین محمدی ،  ستار همدانی، پرویز برومند، محمد نوازی، محمود فكری ، علی موسوی ، فرهاد مجیدی ، علیرضا اكبرپور، رضا حسن زاده، ادموند اختر و صمد مرفاوی.

لژیونرهای استقلال

استقلال لژیونرهای زیادی داشته كه در خارج از كشور به ادامه فعالیت ورزش خود پرداخته اند كه تعدادی از این لژیونرها عبارتند از:

حسن روشن در تیمAmerican Indoor Soccer ، آندرانیك اسكندریان و ایرج دانایی فر در تیم كاسموس نیویورك ، ناصر حجازی در تیم منچستر یونایتد انگلیس، رضا احدی در تیم بوخوم آلمان.

علیرضا منصوریان در تیم های سنگاپور، اكسنسی، آپولون یونان و سن پائولی آلمان، سهراب بختیاری زاده در تیم ارزروم اسپورتركیه، سیروس دین محمدی در تیم ماینز آلمان، سرژیك تیموریان درتیم ماینز آلمان، مهدی پاشازاده در تیم های بایر لوركوزن آلمان، فورتنا كلن آلمان و راپیدوین اتریش، علی سامره در تیم پروجیا ایتالیا، فراز فاطمی در یونان، هاشمی نسب در تیم كوپداق تركمنستان، هادی طباطبایی در سنگاپور، داریوش یزدانی در تیم های لوركوزن آلمان و شارلوآ بلژیك، علی موسوی در تیم های بایرلوركوزن آلمان و فورتنا كلن آلمان، محمدرضا مهدوی در تیم شارلوآ بلژیك، فرهاد مجیدی درتیم راپیدوین اتریش و الوصل امارات، علی لطیفی در تیم آدمیرا واكر اتریش، ستارهمدانی در تیم النصر امارات ، محمد خرمگاه در سنگاپور.

افتخار آفرینان استقلال

ایرج دانایی فرد و آندرانیك اسكندریان پس از درخشش با تیم ملی در جام جهانی 1978 آرژانتین به تیم منتخب ستارگان جهان دعوت شدند.

مهدی پاشازاده نیز پس از درخشش در جام جهانی 1998 فرانسه دوبار به تیم منتخب ستارگان جهان دعوت شد كه متاسفانه بار اول با بی توجهی و كوتاهی مسئولان فدراسیون فوتبال ایران به این مسابقه مهم نرسید، اما در بازی دوم ستارگان جهان دراین تیم بازی كرد.

ناصر حجازی اولین بازیكن ایران بود كه در لیگ انگلستان هر چند برای مدت كوتاه در تیم منچستر یونایتد بازی كرد، در آن زمان فدراسیون فوتبال ایران به هیچ بازیكن ایرانی اجازه نمی داد كه در تیم های خارجی بازی كنند ، به همین دلیل هم ناصر حجازی كه سخت مورد توجه مسئولان منچستر بود ، نتوانست بر خلاف مقررات فدراسیون فوتبال ایران عمل كند و به ایران بازگشت .

وحید شمسایی بازیكن فوتسال باشگاه استقلال، به عنوان بهترین بازیكن آسیا شناخته شده است .

آندرانیك اسكندریان و ایرج دانایی فرد اولین بازیكنان ایرانی بودند كه در یك تیم آمریكایی با نام كاسموس بازی كردند، دراین تیم ستارگان بزرگی چون پله، بكن بائر، جرج بست، كینالیا حضور داشتند، آندرانیك پس از درخشش در این تیم به كاپیتانی تیم نیز دست پیدا كرد.

علی سامره اولین بازیكن ایرانی بود كه در لیگ ایتالیا و در تیم پروجیا بازی كرد.

لازم به ذكر است كه ازمكتب تیم آبی ، مربیان بزرگی ظهور كرده اند كه از آن جمله می توان به پرویز ابوطالب ( مدرس فیفا ومربی اسبق تیمهای ملی ایران ) ، منصور پورحیدری و ناصرحجازی اشاره نمود .

 

+نوشته شده در 30 Aug 2009ساعتتوسط پیروز |

__________________روزي كه حجازي سرخپوش شد و خوردبين آبی
-------------------------------------------------------
اين روايت را شايد جايي نشنيده باشيد؛ روز 17 دي ماه سال 1359، در سيزدهمين سالمرگ غلامرضا تختي آن وقت‌ها كه احمد شاملو، با شعر دختراي ننه دريا زياد به چشم مي‌آمد! پرسپوليس انقلابي در يك بازي خيرخواهانه به مصاف تيم فوتبال زندان قزل‌حصار رفت و حريف را شش بر سه شكست داد. در اين روز، ناصر حجازي با پيراهن قرمز در خط حمله پرسپوليس به ميدان رفت. حجازي كه از سال 49 تا 55 در تاج سابق بازي مي‌كرد، مدتي به شهباز رفت و به پرسپوليسي‌ها نزديك شد و در اين بازي هم به درخواست علي پروين براي پرسپوليس بازي كرد، اما بعد از آن به استقلال رفت و تا آخر عمر، نامش با استقلال عجين ماند.

بارها و بارها، كارنامه بازيكناني را به صورت مشترك در استقلال و پرسپوليس بازي كرده‌اند را با هم مرور كرده‌ايم، اما امروز اين آمار را به شكل دقيق‌تري بررسي مي‌كنيم. امسال محمد محمدي به استقلال رفت و ميثم بائوي استقلالي به پرسپوليس. اگرچه آنها مستقيما از تيم‌هاي خود به تيم حريف نرفته‌اند، و بعد از حضور در يك تيم ديگر اين اتفاق افتاده، اما همين جابه‌جايي‌ها بهانه‌اي بود براي مرور اين پرونده:
1 - آنها بي‌واسطه پيراهن عوض كردند
بين 41 بازيكني كه در دو تيم به صورت مشترك بازي كرده‌اند، تنها 12 نفر به صورت مستقيم از يك باشگاه به ديگري رفتند، اما بقيه يا به صورت كمكي در خدمت تيم ديگر بودند يا با يك تيم واسطه به تيم رقيب پيوستند. علي انصاريان، جواد ا...‌وردي، نيكبخت‌، فتح‌آبادي، هاشمي‌نسب، امير موسوي‌نيا، سعيد عزيزيان، مصطفوي، اكبر افتخاري، شاهرخ بياني، منصور رشيدي و علي عليزاده مرداني هستند كه به صورت مستقيم از يك باشگاه به ديگري رفتند.
2 - آنها كمكي بوده‌اند
برخي از بازيكنان مورد اشاره در اين پرونده در يكي از دو تيم يار كمكي بوده‌اند. داريوش يزداني، علي لطيفي، اصغر شرفي، فرشاد فلاحت‌زاده و جلال طالبي ياران استقلال بودند كه در مقاطعي، بعد و قبل از حضور در استقلال يار كمكي پرسپوليس در جام باشگاه‌هاي آسيا يا مسابقات مختلف بوده‌اند. سعيد مراغه‌چيان و ناصر حجازي هم هر كدام در يك بازي پيراهن پرسپوليس را پوشيده‌اند. حتما برايتان جالب است بدانيد كه فريدون معيني، محمود خوردبين و سيدعلي افتخاري هم به صورت كمكي يار استقلال بوده‌اند. در اين ميان دو بازيكن هم حضور دارند كه در هر دو تيم يار كمكي بوده‌اند. اين دو مرد تاريخي، سيدمهدي ابطحي و غلام وفاخواه هستند كه يار كمكي هر دو تيم در مسابقات فوتبال جام باشگاه‌هاي آسيا بوده‌اند. در مورد بازي حجازي در پرسپوليس حرف زديم اما براي آنها كه دوست دارند بدانند جواد زرينچه در چه مقطعي پيراهن پرسپوليس را بر تن داشته توضيح مي‌دهيم كه در فروردين 74 در ديدار دوستانه پرسپوليس برابر العربي كويت و مسابقات اين تيم در جام بين‌المللي سنگاپور، از جمله ديدار برابر ال‌استارز سوئد، زرينچه پيراهن پرسپوليس را بر تن داشت و تحت هدايت حميد درخشان سه بازي براي پرسپوليس انجام داد.
3 - مي‌آمدند و مي‌رفتند!
سه بازيكن بوده‌اند كه مدام از پرسپوليس به استقلال و بالعكس مي‌رفتند. مثل غلام‌رضا فتح‌آبادي، شاهرخ بياني و كوروش شهبازي‌فر. فتح‌آبادي سال 58 به استقلال رفت، سال 59 به پرسپوليس آمد، سال 64 به استقلال برگشت، سال 67 قصد بازگشت به پرسپوليس را داشت كه به خاطر حضور رضا عابديان، حضور دوباره‌اش در پرسپوليس منتفي شد. شاهرخ بياني در سال 56 به استقلال آمد، سال 64 به پرسپوليس رفت و در سال 67 به استقلال برگشت. داستان شهبازي‌فر عجيب بود. او سال 58 و 59 در پرسپوليس بود، سال 65 به استقلال رفت و سال 75 دوباره به پرسپوليس برگشت. او در سال‌هاي مابين مورد اشاره در اين دو تيم بازي نكرد و در تيم‌هاي ديگري توقف داشت.
4 - اولين مرد مهاجر
اولين مردي كه مهاجر اين دو تيم شد، داريوش مصطفوي بود. داريوش مصطفوي در سال 47 بعد از انحلال تيم تهرانجوان به تاج سابق رفت. دو سال براي تاج بازي كرد و سپس، در عالم مرام و معرفت به پرسپوليس آمد. داستان از اين قرار بود كه در سال 48، ياران پرسپوليس براساس يك پروتكل همكاري بين مديران اين تيم و مديران ايران ناسيونال (عبده و خيامي معروف را مي‌گوييم) به تيم پيكان پيوستند. آنها يك سال فوق‌العاده را در اين تيم سپري كردند، اما بعد از يك سال دچار اختلاف شدند. يك گروه از ستارگان اين مجموعه مثل همايون بهزادي، كلاني، كاشاني، محراب شاهرخي و... به پرسپوليس برگشتند. يكسري ديگر مثل ابراهيم آشتياني، فريدون معيني، علي پروين و... با فاصله به پرسپوليس آمدند. (دو ماه بعد) در اين فاصله، داريوش مصطفوي براي كمك به رفيق خود يعني همايون بهزادي به تيم فوتبال پرسپوليس پيوست. بد نيست يادآور شويم كه بيوك وطنخواه زماني پيراهن تاج را بر تن داشت كه هنوز پرسپوليس وجود نداشت، بنابراين او را اولين مرد مهاجر نمي‌دانيم.
5 - پرسپوليسي‌ها و استقلالي‌هاي نهايي
از اين 41 مرد، حضور فريدون معيني، غلام وفاخواه، يزداني، لطيفي، فلاحت‌زاده، طالبي، مراغه‌چيان، زرينچه، ناصر حجازي، خوردبين، ابطحي، علي افتخاري و اصغر شرفي يعني 13 نفر، به طور جدي بين دو تيم مفهومي نداشته، چون يار كمكي يكي از دو تيم يا هر دو تيم بوده‌اند، هفت بازيكن، يعني انصاريان، هاشمي‌نسب، نيكبخت، عليزاده، تقي‌پور، بائو و محمدي هم هنوز در حال انجام بازي هستند اما بين 21 نفر ديگر 9 نفر امروز خود را پرسپوليسي و هفت نفر خودشان را استقلالي مي‌دانند و اين داستان اصولا ارتباطي با اين موضوع كه آنها بايد ضرورتا تيمي را كه با آن از فوتبال كناره گرفته‌اند را بايد تيم خود بدانند، ندارد. براين اساس عابدزاده، بيوك وطنخواه، جواد ا...‌وردي، فتح‌آبادي، داداش‌زاده، كلهر، موسوي‌نيا، سعيد عزيزيان، شهبازي‌فر پرسپوليسي و مجيد نامجومطلق، شاهرخ بياني، علي اكبريان، مهرانپور، منصور رشيدي، خسرو پارسا و رضا احدي خودشان را استقلالي مي‌دانند.

گرگها خوی بداننددر این ایل غریب اگر پدر مردتفنگ پدر هست هنوزگرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره چوبی پسری هست هنوز اگر آب نیست نترسید که در قافله مان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
+نوشته شده در 9 Aug 2009ساعتتوسط پیروز |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس